07
مه
واقعیت تلخ اینه که در خیلی از سازمانها، شیرپوینت نه یک ابزار کمکی،
بلکه یک اجبار سازمانیه.
کاربر:
فقط چون مجبور است واردش میشود
فقط حداقل کار را انجام میدهد
و به محض اینکه راه دور زدنش را پیدا کند… فرار میکند 😅
سؤال مهم این نیست که چرا کاربر SharePoint را دوست ندارد؛
سؤال درست این است:
ما چه کارهایی میکنیم که او را فراری میدهیم؟
بسیاری از پیادهسازیها اینطور شروع میشوند:
«بیایید اول لیستها و ستونها را طراحی کنیم»
در حالی که کاربر اصلاً با لیست و ستون کاری ندارد.
کاربر فقط میخواهد:
درخواست ثبت کند
وضعیتش را ببیند
و کارش راه بیفتد
هرچیزی غیر از این، نویز است.
فرمهای ۲۰–۳۰ فیلدی، قاتل تجربه کاربر هستند.
کاربر وقتی وارد فرم میشود و با یک دیوار اطلاعات روبهرو میشود:
مضطرب میشود
تمرکزش را از دست میدهد
یا فرم را نصفه رها میکند
کاربر نباید مجبور شود فکر کند سیستم چه میخواهد؛
سیستم باید بفهمد کاربر چه میخواهد.
عبارتهایی مثل:
Status
Category Code
Ref ID
برای تیم IT عادیاند،
اما برای کاربر نهایی یعنی: «این سیستم مال من نیست».
زبان نامفهوم = فاصله
فاصله = فرار
کاربر فرم را Submit میکند…
هیچ اتفاقی نمیافتد.
نه پیام موفقیت،
نه شماره پیگیری،
نه اینکه مرحله بعد چیست.
در ذهن کاربر:
«نکنه ثبت نشد؟»
و کاربری که مطمئن نیست، اعتماد نمیکند.
از خودت بپرس:
حداقل اطلاعات لازم چیست؟
کدام فیلدها واقعاً ضروریاند؟
کدام تصمیم را میتوان بعداً گرفت؟
اصل طلایی:
هر چیزی که الآن لازم نیست، الآن نباید دیده شود.
با کمی JavaScript یا Power Platform:
فیلدها شرطی نمایش داده شوند
فرمها واکنشگرا باشند
خطاها قبل از Submit نشان داده شوند
این یعنی:
کاربر کمتر اشتباه میکند
سیستم کمتر اذیت میکند
احترام یعنی:
پیام خطا را انسانگونه بنویسی
به کاربر بگویی بعدش چه میشود
مسیر برگشت داشته باشد
❌ «خطا در ثبت اطلاعات»
✅ «ثبت انجام نشد. لطفاً فیلد تاریخ را بررسی کنید.»
بهترین تجربه کاربری زمانی اتفاق میافتد که:
کاربر اصلاً حس نکند دارد با SharePoint کار میکند.
او فقط:
یک فرم ساده میبیند
یک داشبورد شفاف
یک مسیر مشخص
SharePoint باید پشت صحنه بماند.
قبل از هر توسعه:
با کاربر صحبت کن
رفتار واقعیاش را ببین
مقاومتش را بفهم
خیلی وقتها مشکل این نیست که SharePoint بد است؛
مشکل این است که هیچکس از کاربر نپرسیده چه میخواهد.
اگر اینها را دیدی، دیر شده:
اکسلهای شخصی موازی
واتساپ بهجای فرم
تماس مستقیم بهجای ثبت درخواست
جملهی معروف: «بیخیال، خودم درستش میکنم»
کاربر از SharePoint فرار نمیکند؛
از تجربه بد فرار میکند.
SharePoint اگر:
ساده باشد
محترمانه رفتار کند
کار را سریع راه بیندازد
نهتنها فراری نیست،
بلکه میشود ابزار اصلی کار روزانه.
اگر حتی ۳ مورد از اینها رو دیدی، پروژه در خطره:
☐ کاربران فقط موقع اجبار وارد سیستم میشوند
☐ آموزش دیدهاند، ولی باز سؤالهای تکراری میپرسند
☐ کارها بهصورت تلفنی یا واتساپی انجام میشود
☐ فایل اکسل شخصی کنار سیستم رسمی شکل گرفته
📌 اینها نشانه مقاومت پنهان کاربره، نه «ضعف آموزش».
☐ فرمها طولانیتر از ۱۰–۱۲ فیلد هستند
☐ همه فیلدها همیشه نمایش داده میشوند
☐ اصطلاحات سیستمی در UI دیده میشود
☐ کاربر بعد از Submit نمیداند چه اتفاقی افتاده
☐ هر تغییر کوچک نیاز به دخالت IT دارد
☐ اسکریپتها بدون ساختار و مستند هستند
☐ Performance برای کاربر نهایی بررسی نشده
☐ تست واقعی با کاربر انجام نشده است
☐ پروژه فقط با واحد IT طراحی شده
☐ KPI پذیرش کاربر تعریف نشده
☐ موفقیت پروژه فقط «تحویل فنی» تلقی شده
☐ بازخورد کاربر نهایی جمعآوری نشده
اگر پروژهای:
تحویل شده ولی استفاده نمیشود
یعنی شکست خورده، حتی اگر از نظر فنی بینقص باشد.
سیستم ثبت درخواست خدمات داخلی در یک سازمان متوسط.
یک فرم ۲۸ فیلدی
بدون ترتیب منطقی
اصطلاحات کاملاً فنی
هیچ پیام راهنما یا بازخورد
فقط از دسکتاپ قابل استفاده
نتیجه واقعی:
کاربران ترجیح میدادند تماس بگیرند
مدیران درخواستها را ناقص دریافت میکردند
دادهها غیرقابل اعتماد بودند
فرم به ۳ مرحله ساده تقسیم شد
فیلدها شرطی شدند (JavaScript)
زبان فرم کاملاً انسانی شد
پیام موفقیت + شماره پیگیری اضافه شد
نسخه موبایلپسند طراحی شد
افزایش ۷۰٪ استفاده واقعی
کاهش تماسهای مستقیم با واحد پشتیبانی
افزایش دقت دادهها
رضایت کاربران غیر IT
📌 نکته مهم:
هیچ ابزار جدیدی اضافه نشد؛ فقط طراحی عاقلانه.
موفقیت پروژه SharePoint یعنی:
کاربر بدون آموزش خاص ازش استفاده کند
بدون اجبار وارد شود
و بدون فرار، کارش راه بیفتد
اگر کاربر فرار میکند،
مشکل سیستم نیست—تصمیمهای ماست.
همچنین بخوانید:
در خبرنامه ما مشترک شوید و آخرین اخبار و به روزرسانی های را در صندوق ورودی خود مستقیماً دریافت کنید.

دیدگاه بگذارید