07
مه
یکی از نخستین و مهمترین چالشهایی که در فرآیند یکپارچهسازی با آن مواجه میشویم، تفاوت بنیادین در مبنای ثبت تاریخ است. مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵ به صورت پیشفرض بر اساس تقویم میلادی طراحی شده و تمام رویدادها، فاکتورها و فعالیتها با این تقویم ثبت و پردازش میشوند. در مقابل، هسته اصلی نرمافزارهای حسابداری و فروشگاهی ایرانی بر پایه تقویم شمسی و تاریخ خورشیدی بنا نهاده شده است. این تفاوت صرفاً یک عدد نیست، بلکه محاسبات مالی، سررسید چکها، گزارشهای ماهانه و سالانه و انطباق آنها با قوانیم مالیاتی کشور را با مشکل جدی مواجه میکند. اگر این دوگانگی تاریخی به درستی مدیریت نشود، گزارشهای نهایی دچار مغایرتهای فاحشی خواهند شد که میتواند تا مرز بسته شدن پرونده مالیاتی یک سازمان پیش برود.
راهکار عبور از این چالش، استفاده از ابزارهای کمکی یا به اصطلاح “فارسیساز” و “شمسیساز” است که بر روی داینامیکس ۳۶۵ نصب میشوند. این افزونهها با اعمال تغییراتی در لایه نمایش و پردازش دادهها، امکان مشاهده، جستجو و ذخیرهسازی اطلاعات بر اساس تقویم شمسی را فراهم میکنند . این ابزارها باید به گونهای طراحی شده باشند که با هر بهروزرسانی رسمی از سوی مایکروسافت، سازگاری خود را حفظ کنند. به این ترتیب، کاربران در محیط داینامیکس تاریخ را شمسی میبینند و وارد میکنند، اما در پشت صحنه، دادهها به گونهای ذخیره میشوند که هنگام تبادل با نرمافزار حسابداری، تبدیل تاریخ به درستی انجام شده و از بروز هرگونه مغایرت جلوگیری شود.
دومین چالش بزرگ، تفاوت در فرمت و استاندارد دادههای رد و بدل شده بین دو سیستم است. مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵ از یک مدل دادهای بسیار غنی و استاندارد پیروی میکند که تمام موجودیتهای کسب و کار مانند مشتری، محصول، فاکتور و … را با ویژگیهای خاص خود تعریف میکند. در سوی دیگر، نرمافزارهای ایرانی هر کدام معماری دیتابیس و ساختار خاص خود را دارند. برای مثال، ممکن است در داینامیکس برای یک مشتری، دهها فیلد مختلف با انواع دادههای مشخص تعریف شده باشد، در حالی که نرمافزار حسابداری تنها به کد و نام مشتری و شماره اقتصادی اکتفا کند. این عدم تطابق، ارسال مستقیم دادهها را غیرممکن میسازد، زیرا سیستم گیرنده یا دادههای اضافی را نادیده میگیرد و یا به دلیل کمبود اطلاعات، از پذیرش آن خودداری میکند.
برای حل این مشکل، باید یک لایه تبدیل هوشمند بین دو سیستم قرار گیرد. این لایه که همان middleware است، باید بداند که برای مثال “نام و نام خانوادگی” در داینامیکس معادل کدام فیلدها در نرمافزار حسابداری است و چگونه باید “کد ملی” را به “کد اقتصادی” نگاشت کند. این فرآیند که اصطلاحاً نگاشت (Mapping) داده نامیده میشود، نیازمند تحلیل دقیق هر دو سیستم و تعریف یک قانون تبدیل شفاف برای هر فیلد است. همچنین، این لایه میانی باید بتواند از صحت و یکپارچگی دادهها در حین انتقال اطمینان حاصل کند، برای مثال، از ارسال یک فاکتور با کد مشتری نامعتبر به سیستم حسابداری جلوگیری نماید.
نرمافزارهای حسابداری ایرانی کاملاً منطبق بر قوانیم پیچیده و پویای مالیاتی و تجاری کشور طراحی شدهاند. مباحثی مانند ارزش افزوده با ضرایب مختلف، معافیتهای مالیاتی، نوع فروش (نقدی و اقساطی)، و ساختار خاص کدینگ حسابها، از جمله مواردی هستند که در داینامیکس ۳۶۵ به صورت پیشفرض و به همان شکلی که در ایران مرسوم است، وجود ندارند. به عنوان مثال، نحوه محاسبه و ثبت مالیات بر ارزش افزوده در داینامیکس با آنچه در سامانه مودیان و نرمافزارهای حسابداری ایرانی پیادهسازی شده، تفاوتهای ماهوی دارد. اگر این تفاوتها در فرآیند یکپارچهسازی لحاظ نشود، فاکتورهای صادر شده از داینامیکس، در سیستم حسابداری غیرقابل قبول بوده و منجر به ایجاد خطا در اظهارنامههای مالیاتی خواهد شد.
راهکار این بخش، سفارشیسازی داینامیکس ۳۶۵ با استفاده از قابلیتهای ذاتی آن است. داینامیکس این امکان را به توسعهدهندگان میدهد تا فیلدها، موجودیتها و گردش کارهای جدیدی تعریف کنند. برای رفع این چالش، باید فیلدها و منطق محاسباتی منطبق بر قوانین ایران، در داینامیکس ایجاد شود. برای مثال، میتوان یک فیلد جدید به نام “نوع مالیات” با مقادیر “ارزش افزوده” یا “معاف” تعریف کرد و گردش کاری طراحی نمود که بر اساس آن، مقدار مالیات مطابق با قوانین ایران محاسبه شده و در فیلد مربوطه درج گردد. سپس همین مقدار دقیق و منطبق بر قانون، توسط میانافزار به نرمافزار حسابداری ارسال میشود.
بسیاری از نرمافزارهای قدیمیتر یا حتی برخی از نرمافزارهای روز ایرانی، فاقد یک پروتکل ارتباطی استاندارد و مستند (مانند وب سرویس) برای تبادل اطلاعات با سایر سیستمها هستند. این بدان معناست که برای برقراری ارتباط، باید به سراغ روشهای قدیمیتر و شکنندهتری مانند اتصال مستقیم به پایگاه داده یا تبادل فایلهای متنی رفت. این روشها علاوه بر اینکه امنیت سیستم را به خطر میاندازند، در بلندمدت پایدار نبوده و با کوچکترین تغییر در ساختار دیتابیس نرمافزار، از کار میافتند. در مقابل، داینامیکس ۳۶۵ یک پلتفرم مدرن با وب سرویسهای قدرتمند و کاملاً مستند است.
در چنین شرایطی، میانافزار باید نقش یک پل هوشمند را ایفا کند. یعنی از یک سو با وب سرویسهای استاندارد داینامیکس ۳۶۵ ارتباط برقرار کند و از سوی دیگر، بتواند با نرمافزار مقصد به زبان خودش صحبت کند. اگر نرمافزار حسابداری فقط قادر به خواندن یک فایل متنی با فرمت خاص است، میانافزار باید دادههای دریافتی از داینامیکس را گرفته، تبدیل کرده و در قالب همان فایل متنی در یک پوشه مشخص قرار دهد. این ویژگی، میانافزار را به یک ابزار حیاتی برای اتصال داینامیکس به اکوسیستم نرمافزاری ایران تبدیل کرده است.
چالش یکپارچهسازی همیشه فنی نیست و گاهی اوقات بزرگترین مانع، نیروی انسانی و فرهنگ سازمانی است. کاربرانی که سالها با یک نرمافزار حسابداری خاص کار کردهاند، ممکن است در برابر کار با داینامیکس ۳۶۵ مقاومت نشان دهند. آنها به محیط، دکمهها و فرآیندهای سیستم قبلی عادت کردهاند و ورود یک سیستم جدید و به ظاهر پیچیده را موجب کندی کار خود میبینند. از سوی دیگر، تیم فروش که قرار است مستقیماً با داینامیکس کار کند، ممکن است متوجه نشود که چرا باید اطلاعات فاکتور را دوباره در داینامیکس وارد کند در حالی که تیم حسابداری بر همان سیستم قبلی پافشاری میکند.
مدیریت این چالش نیازمند یک برنامه مدون مدیریت تغییر است. ابتدا باید مزایای یکپارچهسازی را به زبان ساده برای همه ذینفعان تشریح کرد: مثلاً اینکه با این کار، دیگر نیازی به وارد کردن دوباره اطلاعات نیست و خطاهای انسانی کاهش مییابد. دوم، باید آموزشهای کافی و کاربردی برای هر دو تیم برگزار شود تا آنها با فلسفه وجودی سیستم جدید و نحوه تعامل با آن آشنا شوند. سوم، طراحی یک داشبورد مدیریتی در داینامیکس که به مدیران فروش و مالی دید واحد و لحظهای از وضعیت کسب و کار بدهد، میتواند قویترین دلیل برای پذیرش این تغییر باشد . نشان دادن این موضوع که یکپارچهسازی به نفع همه است، کلید عبور از مقاومتهای سازمانی خواهد بود.
همچنین بخوانید: یکپارچهسازی Dynamics 365 با سایر سرویس ها
میانافزار یا Middleware را میتوان به یک مترجم حرفهای تشبیه کرد که در یک کنفرانس بینالمللی، بین دو شخصیتی که به دو زبان متفاوت صحبت میکنند، نشسته و گفتگو را برای هر دو طرف قابل فهم میسازد. در دنیای فناوری اطلاعات، میانافزار یک لایه نرمافزاری است که ارتباط و یکپارچهسازی بین دو یا چند برنامه کاربردی متفاوت را مدیریت میکند. این نرمافزار با دریافت دادهها از یک سیستم، آنها را پردازش کرده و به فرمتی که سیستم مقصد قادر به درک آن باشد، تبدیل مینماید. ضرورت استفاده از میانافزار در پروژههای یکپارچهسازی داینامیکس ۳۶۵ با نرمافزارهای ایرانی، نه یک گزینه، بلکه یک الزام است، چرا که همانطور که در بخش چالشها اشاره شد، این دو دنیای نرمافزاری در دو سیاره متفاوت با قوانین فیزیک متفاوت زندگی میکنند.
بدون وجود یک میانافزار قدرتمند، هرگونه تلاش برای اتصال مستقیم، به سیستمی شکننده، غیرقابل اطمینان و پر از خطا منجر خواهد شد. تصور کنید بخواهیم به طور مستقیم داینامیکس را به یک نرمافزار حسابداری متصل کنیم. هر تغییر کوچک در ساختار دیتابیس نرمافزار حسابداری، کل فرآیند یکپارچهسازی را از کار میاندازد. اما میانافزار با ایجاد یک لایه انتزاعی، این وابستگی را از بین میبرد. وظیفه میانافزار این است که اطمینان حاصل کند دادهها به طور کامل، صحیح و به موقع از مبدأ به مقصد میرسند و در صورت بروز هرگونه خطا در هر یک از سیستمها، فرآیند تحت تأثیر قرار نگیرد یا حداقل، خطا به درستی مدیریت و گزارش شود.
هسته اصلی عملیات یک میانافزار، فرآیند تطبیق دادهها یا Data Mapping است. این فرآیند شامل تعریف یک رابطه دقیق و یکبهیک بین فیلدهای اطلاعاتی در سیستم مبدأ و سیستم مقصد میباشد. برای مثال، ما در داینامیکس ۳۶۵ یک موجودیت به نام “فاکتور فروش” (Sales Order) داریم که شامل فیلدهای “شماره فاکتور”، “تاریخ ثبت (میلادی)”، “مشتری”، “کد کالا”، “مقدار”، “قیمت واحد” و … است. در نرمافزار حسابداری ایرانی، یک جدول با نام “صدور سند فروش” وجود دارد که فیلدهای “شماره سند”، “تاریخ سند (شمسی)”، “کد حساب معین”، “شرح”، “بدهکار” و “بستانکار” را دارد. کارشناس پیادهسازی باید در میانافزار تعریف کند که محتوای فیلد “مشتری” در داینامیکس، باید به همراه مبلغ فاکتور، به صورت یک سند حسابداری با ماهیت “بدهکار” برای حساب “مشتریان” و “بستانکار” برای حساب “فروش” در نرمافزار حسابداری ثبت شود.
این تطبیق، تنها به فیلدهای ساده ختم نمیشود. قوانین تبدیل نیز بخش مهمی از این فرآیند هستند. برای مثال، همانطور که گفته شد، تاریخ میلادی دریافتی از داینامیکس باید توسط یک تابع تبدیل، به تاریخ شمسی تبدیل شده و سپس در فیلد مربوطه در نرمافزار حسابداری درج شود. یا برای کد کالا، ممکن است نیاز باشد یک کد یکپارچه در داینامیکس تعریف شود و میانافزار وظیفه داشته باشد که آن را به کد متناظر در نرمافزار حسابداری تبدیل کند. یک میانافزار حرفهای، یک محیط گرافیکی یا کدنویسی ساده برای تعریف این قوانین نگاشت در اختیار پیادهساز قرار میدهد.
یکی از حیاتیترین وظایف میانافزار، مدیریت خطاها و اطمینان از یکپارچگی تراکنشها است. در یک فرآیند تجاری، یک فاکتور فروش ممکن است شامل ده ردیف کالا باشد. تصور کنید که از این ده ردیف، نه ردیف اول با موفقیت به نرمافزار حسابداری ارسال شود، اما ردیف دهم به دلیل یک مشکل کوچک مانند “کد کالا یافت نشد” با خطا مواجه شود. اگر میانافزار این وضعیت را به درستی مدیریت نکند، سیستم حسابداری با یک فاکتور ناقص مواجه خواهد شد و مغایرت مالی ایجاد میکند.
یک میانافزار قدرتمند از مفهوم “تراکنش اتمی” پشتیبانی میکند. یعنی یا همه عملیات یک فرآیند با موفقیت انجام میشود، یا هیچکدام. در مثال بالا، اگر ردیف دهم با خطا مواجه شود، میانافزار باید به طور خودکار عملیات انجام شده برای نه ردیف قبلی را نیز در سیستم حسابداری برگرداند (Rollback) و کل فاکتور را به عنوان “ناموفق” علامتگذاری کند. سپس، باید یک هشدار یا ایمیل برای مدیر فنی ارسال کند تا مشکل (مثلاً عدم تطابق کد کالا) را بررسی و رفع نماید. پس از رفع مشکل، میانافزار باید بتواند مجدداً عملیات ارسال را از ابتدا آغاز کند. این سطح از دقت، خطای انسانی را به صفر رسانده و از به هم ریختگی اطلاعات مالی جلوگیری میکند.
یکپارچهسازی دستی، جایی که یک اپراتور انسانی تصمیم بگیرد که چه زمانی دادهها بین دو سیستم منتقل شوند، عملاً ارزش یکپارچهسازی را از بین میبرد. میانافزار این امکان را فراهم میکند تا فرآیند تبادل دادهها به صورت کاملاً خودکار و بر اساس یک زمانبندی دقیق (اسکجول) انجام شود. برای مثال، میتوان میانافزار را طوری پیکربندی کرد که هر شب ساعت ۱۲، تمام فاکتورهایی که در آن روز در داینامیکس صادر شدهاند را جمعآوری کرده، پس از تبدیل فرمت، به صورت یکجا به نرمافزار حسابداری ارسال کند. این کار باعث میشود که کاربران در طول روز با کندی سیستم مواجه نشوند و ترافیک شبکه نیز مدیریت شود.
علاوه بر زمانبندی زمانی، میانافزارها قابلیت واکنش به رویدادها (Event-driven) را نیز دارند. یعنی به محض وقوع یک رویداد خاص در داینامیکس، مانند ثبت یک فاکتور جدید، میانافزار به طور خودکار فعال شده و عملیات ارسال را آغاز میکند. این روش برای فرآیندهایی که نیاز به واکنش لحظهای دارند، مانند استعلام موجودی انبار قبل از ثبت سفارش، ایدهآل است. در هر دو حالت، دخالت دستی انسان به حداقل ممکن میرسد و سیستمها به صورت هماهنگ و پویا با یکدیگر کار میکنند.
یک میانافزار حرفهای صرفاً دادهها را از داینامیکس به حسابداری ارسال نمیکند، بلکه میتواند ارتباطی دوطرفه برقرار سازد. برای مثال، پس از اینکه فاکتوری به نرمافزار حسابداری ارسال و در آنجا شماره سند حسابداری دریافت کرد، میانافزار میتواند آن شماره سند را گرفته و در فیلد مربوطه در همان فاکتور در داینامیکس ثبت کند. این کار باعث میشود که تیم فروش که با داینامیکس کار میکند، بتواند وضعیت فاکتور را از نظر حسابداری نیز رؤیت کرده و به مشتری بگوید: “فاکتور شما در سیستم مالی ثبت و نهایی شده است.”
علاوه بر این، میانافزار میتواند به یک مرکز گزارشگیری متمرکز تبدیل شود. از آنجایی که تمام دادههای مبادله شده از این لایه عبور میکنند، میتوان لاگها و تاریخچه کاملی از تمام تراکنشها در آن ذخیره کرد. اگر روزی مغایرتی بین گزارش فروش داینامیکس و گزارش مالی حسابداری پیدا شود، اولین جایی که باید برای ریشهیابی مشکل به آن مراجعه کرد، لاگهای میانافزار است. این ابزار نشان میدهد که دقیقاً چه دادهای، در چه زمانی و با چه وضعیتی بین دو سیستم جابجا شده است، که این خود بزرگترین کمک به تیمهای فنی و مالی برای عیبیابی و حفظ شفافیت اطلاعاتی است.
با راهاندازی سامانه مودیان و الزامی شدن ارسال صورتحسابهای الکترونیکی، کسب و کارهای ایرانی با چالش جدیدی مواجه شدند. این سامانه که با هدف شفافیت مالیاتی طراحی شده، نیازمند آن است که تمام فاکتورهای فروش، با فرمتی کاملاً مشخص و مطابق با استانداردهای سازمان امور مالیاتی، به صورت لحظهای یا دورهای به این سامانه ارسال شوند. مشکل اصلی برای سازمانهایی که از داینامیکس ۳۶۵ استفاده میکنند، این است که این نرمافزار به طور پیشفرض هیچ شناختی از قوانین و فرمتهای سامانه مودیان ندارد. اگر بخواهیم به صورت دستی اطلاعات فاکتورها را از داینامیکس استخراج کرده و در پورتال سامانه مودیان وارد کنیم، نه تنها وقت بسیاری تلف میشود، بلکه احتمال خطای انسانی به شدت بالا رفته و ممکن است جریمههای سنگینی را برای سازمان به دنبال داشته باشد.
چالش دیگر، تطبیق اطلاعات مشتریان است. در سامانه مودیان، مشتریان حقیقی و حقوقی با کد ملی یا شناسه ملی و شماره اقتصادی شناخته میشوند. ممکن است در پایگاه داده داینامیکس، این اطلاعات یا وجود نداشته باشد یا به صورت ناقص ثبت شده باشد. همچنین، فرآیند ارسال فاکتور، دریافت نتیجه و مدیریت فاکتورهای برگشتی یا اصلاحی، نیازمند یک سیستم گردش کار منظم و دقیق است که به صورت دستی امکانپذیر نیست. نبود چنین سیستمی میتواند منجر به ارسال نکردن فاکتورها در مهلت قانونی یا ارسال اطلاعات نادرست شود.
برای حل این مشکل، همان معماری استفاده از میانافزار، این بار با هدف اتصال به یک سامانه دولتی، بهترین و حرفهای ترین راهکار است. در این مدل، داینامیکس ۳۶۵ به عنوان سیستم ثبت و صدور فاکتور (منبع اطلاعات) باقی میماند. یک میانافزار اختصاصی طراحی و توسعه مییابد که وظیفه دارد به طور مداوم، فاکتورهای جدید صادر شده در داینامیکس را رصد کند. این میانافزار باید قادر باشد فاکتور را دریافت، صحت اطلاعات آن را از نظر انطباق با الزامات سامانه مودیان بررسی کرده و سپس آن را به فرمت استاندارد مورد قبول سامانه مودیان (که معمولاً بر اساس استانداردهای اکسامال تعریف شده است) تبدیل کند.
پس از تبدیل، میانافزار از طریق وب سرویسهای ارائه شده توسط سامانه مودیان، اقدام به ارسال صورتحساب میکند. این فرآیند باید با رعایت کامل پروتکلهای امنیتی و احراز هویت تعریف شده توسط سازمان امور مالیاتی انجام شود. پس از ارسال، سامانه مودیان یک کد رهگیری یا نتیجه ارسال را بازمیگرداند. میانافزار این نتیجه را دریافت کرده و بلافاصله وضعیت فاکتور مربوطه را در داینامیکس ۳۶۵ بهروزرسانی میکند. به این ترتیب، کاربر در داینامیکس میتواند ببیند که آیا فاکتور با موفقیت به سامانه مودیان ارسال شده است یا خیر و در صورت بروز خطا، دلیل آن چیست.
در یک پروژه عملی، گام اول، توسعه یک راهکار برای فارسیسازی و شمسیسازی داینامیکس است تا تاریخها به درستی مدیریت شوند. سپس، باید فیلدهای مورد نیاز سامانه مودیان که ممکن است در داینامیکس وجود نداشته باشند، مانند “نوع شخص حقیقی/حقوقی”، “شماره اقتصادی” و “نوع مالیات”، به موجودیت فاکتور فروش اضافه شوند. پس از آن، نوبت به توسعه میانافزار میرسد. این میانافزار میتواند به صورت یک سرویس ویندوز یا یک تابع ابری طراحی شود که دائماً در حال اجرا و بررسی فاکتورهای جدید باشد.
هنگامی که یک فاکتور در داینامیکس ثبت و نهایی میشود، یک پرچم مانند “وضعیت ارسال به مودیان” روی آن با مقدار “منتظر ارسال” قرار میگیرد. میانافزار این فاکتور را شناسایی کرده، فرآیند تبدیل و ارسال را آغاز میکند. در طول این فرآیند، اگر فاکتور فاقد اطلاعات اجباری مانند کد اقتصادی خریدار باشد، میانافزار میتواند از ارسال آن خودداری کرده و وضعیت را به “خطا در اعتبارسنجی” تغییر دهد و برای کاربر توضیح دهد که مشکل چیست. اگر ارسال با موفقیت انجام شود، کد رهگیری دریافتی از سامانه مودیان در یک فیلد جداگانه در فاکتور ذخیره و وضعیت به “ارسال موفق” تغییر میکند. در صورت بروز خطا از سمت سامانه مودیان، متن خطا نیز در داینامیکس ثبت میشود تا تیم حسابداری بتواند پیگیری لازم را انجام دهد.
نتیجه نهایی این یکپارچهسازی، یک فرآیند کاملاً خودکار، دقیق و بدون خطای انسانی برای ارسال صورتحسابهای الکترونیکی به سامانه مودیان است. این کار زمان مورد نیاز برای انجام وظایف مالیاتی را به شدت کاهش میدهد و کارشناسان حسابداری را از یک کار تکراری و خستهکننده رها میکند تا بتوانند بر روی تحلیلهای مالی و ارزشآفرینی بیشتر تمرکز کنند. از طرف دیگر، با حذف خطای انسانی، خطر جریمههای ناشی از ارسال دیرهنگام یا اطلاعات نادرست نیز به حداقل میرسد.
علاوه بر این، با ثبت کد رهگیری و وضعیت هر فاکتور در داینامیکس، یک داشبورد مدیریتی شفاف از وضعیت صورتحسابهای الکترونیکی شرکت در اختیار مدیران قرار میگیرد. آنها میتوانند به راحتی مشاهده کنند که چه تعداد فاکتور با موفقیت ارسال شده، چه تعداد در صف انتظار هستند و چه تعداد با مشکل مواجه شدهاند. این سطح از شفافیت و کنترل، پیش از این هرگز وجود نداشت و حالا با یکپارچهسازی داینامیکس و سامانه مودیان، به سادگی در دسترس است.
تجربه عملی نشان داده است که موفقیت در این یکپارچهسازی، صرفاً به کدنویسی ختم نمیشود. اولین و مهمترین نکته، انتخاب یک تیم مشاور و پیادهساز با تجربه است که هم به داینامیکس ۳۶۵ و قابلیتهای سفارشیسازی آن اشراف کامل داشته باشد و هم از قوانین مالیاتی ایران و پیچیدگیهای سامانه مودیان سر در بیاورد. تیمی که صرفاً روی کاغذ ادعای تخصص دارد، ممکن است در میانه راه با چالشهای پیشبینینشدهای مواجه شود که منجر به توقف پروژه یا صرف هزینههای مضاعف گردد.
نکته دوم، اهمیت پایلوت کردن یا آزمایشی اجرا کردن پروژه قبل از راهاندازی کامل است. بهتر است ابتدا فرآیند یکپارچهسازی را برای یک محصول خاص یا یک شاخه از فروش شرکت به مدت یک ماه به صورت آزمایشی اجرا کرد و نتایج آن را با دقت زیر نظر گرفت. در این دوره آزمایشی، تمام ایرادات و مشکلات احتمالی شناسایی و رفع میشوند و اطمینان حاصل میگردد که سیستم به درستی کار میکند. پس از اطمینان از صحت عملکرد، میتوان فرآیند را برای کل سازمان تعمیم داد. این رویکرد کمریسک، از بروز مشکلات گسترده در سراسر سازمان جلوگیری میکند.
برای برقراری ارتباط بین داینامیکس ۳۶۵ و نرمافزارهای ایرانی، روشهای مختلفی وجود دارد که هر کدام مزایا و معایب خاص خود را دارند. اولین روش، اتصال نقطه به نقطه است که در آن دو نرمافزار به طور مستقیم و بدون واسطه به هم متصل میشوند. این روش ممکن است در نگاه اول ساده و کمهزینه به نظر برسد، اما در عمل با افزایش تعداد سیستمها، به یک شبکه درهمپیچیده و غیرقابل مدیریت تبدیل میشود. هر تغییر کوچک در یکی از نرمافزارها، نیازمند اعمال تغییرات در تمام اتصالات مستقیم است که این امر هزینههای نگهداری را به شدت افزایش میدهد.
روش دوم، استفاده از پایگاه داده مشترک است که در آن هر دو نرمافزار به یک دیتابیس واحد متصل میشوند و اطلاعات را از آن میخوانند یا در آن مینویسند. این روش اگرچه از پیچیدگی اتصالات متعدد میکاهد، اما وابستگی شدیدی به ساختار پایگاه داده ایجاد میکند و مسائل امنیتی جدی را به همراه دارد. همچنین، هماهنگسازی همزمان دو نرمافزار برای نوشتن و خواندن از یک دیتابیس، میتواند منجر به بروز خطاهای پردازشی و کاهش کارایی سیستم شود. به همین دلیل، این روش برای یکپارچهسازیهای حساس و پرتراکنش توصیه نمیشود.
با توجه به چالشهای موجود در دو روش قبلی، معماری مبتنی بر میانافزار به عنوان استاندارد طلایی یکپارچهسازی در دنیا و به ویژه برای اکوسیستم نرمافزاری ایران شناخته میشود. در این معماری، یک لایه نرمافزاری مستقل در میان قرار میگیرد و تمام ارتباطات از طریق این لایه انجام میشود. این لایه میانی، مسئولیت دریافت داده از یک سیستم، پردازش، تبدیل و ارسال آن به سیستم دیگر را بر عهده دارد. مزیت بزرگ این روش، جدا نگه داشتن سیستمها از یکدیگر است؛ به طوری که تغییر در یک سیستم، تأثیر مستقیمی بر سیستم دیگر نخواهد داشت.
برای مثال، اگر نرمافزار حسابداری شما به نسخه جدیدتری ارتقا یابد و ساختار دیتابیس آن تغییر کند، تنها کافی است قوانین تبدیل در میانافزار بهروزرسانی شود و داینامیکس ۳۶۵ بدون هیچ تغییری به کار خود ادامه خواهد داد. این ویژگی، از سرمایهگذاری سازمان محافظت کرده و هزینههای نگهداری و توسعه در بلندمدت را به شدت کاهش میدهد. همچنین، میانافزار میتواند به عنوان یک نقطه کنترل متمرکز عمل کرده و امکان مدیریت خطاها، لاگگیری و مانیتورینگ تمام تراکنشها را فراهم آورد.
برای پیادهسازی معماری میانافزار، ابزارهای متنوعی وجود دارند که هر کدام قابلیتها و پیچیدگیهای خاص خود را دارند. یکی از قدرتمندترین این ابزارها، مایکروسافت Azure Logic Apps است که به عنوان یک سرویس ابری، امکان اتصال داینامیکس ۳۶۵ به صدها سرویس و نرمافزار دیگر را به صورت کمکد یا بدون کد فراهم میکند. این ابزار برای سناریوهای یکپارچهسازی ساده تا نسبتاً پیچیده، بسیار مناسب و مقرون به صرفه است. با استفاده از Logic Apps میتوان به راحتی گردش کارهایی تعریف کرد که به محض ثبت فاکتور در داینامیکس، آن را دریافت، تبدیل و برای یک وب سرویس خارجی ارسال کنند.
ابزار قدرتمند دیگر، Microsoft BizTalk Server است که یک راهکار جامع و سازمانی برای یکپارچهسازیهای سنگین و پیچیده محسوب میشود. BizTalk قابلیتهای پیشرفتهای مانند تطبیق دادههای پیچیده، مدیریت فرآیندهای کسب و کار (BPM) و ارتباط با انواع پروتکلها و سیستمهای قدیمی را دارد. این ابزار برای سازمانهای بزرگی که نیاز به یکپارچهسازی گسترده بین دهها سیستم مختلف دارند، گزینهای ایدهآل است. علاوه بر این دو، ابزارهای متنباز و تجاری دیگری مانند Apache Camel و MuleSoft نیز وجود دارند که بسته به بودجه و نیازهای فنی سازمان، میتوان از آنها بهره برد.
انتخاب میانافزار مناسب، تصمیم مهمی است که باید بر اساس چند معیار کلیدی اتخاذ شود. اولین معیار، حجم و پیچیدگی تراکنشها است. اگر سازمان شما روزانه چندین هزار فاکتور و سند مالی بین سیستمها تبادل میکند، به میانافزاری نیاز دارید که بتواند این بار پردازشی را به راحتی تحمل کند و اصطلاحاً مقیاسپذیر باشد. ابزارهای ابری مانند Logic Apps به طور خودکار مقیاسپذیری را مدیریت میکنند، در حالی که برای ابزارهای داخلی باید زیرساخت مناسب فراهم شود.
معیار دوم، تنوع سیستمهایی است که باید به هم متصل شوند. اگر قرار است داینامیکس ۳۶۵ نه تنها به یک نرمافزار حسابداری، بلکه به یک نرمافزار انبارداری، یک وبسایت فروشگاهی و یک درگاه پرداخت نیز متصل شود، میانافزار انتخابی باید از پروتکلها و فرمتهای داده متنوعی پشتیبانی کند. سومین معیار، بودجه و منابع فنی سازمان است. پیادهسازی و نگهداری BizTalk به تیم فنی ماهر و هزینه بالاتری نیاز دارد، در حالی که Logic Apps با رویکرد کمکد، امکان استفاده توسط کارشناسان فنی با مهارت متوسط را نیز فراهم میکند.
در هر پروژه یکپارچهسازی، امنیت اطلاعات باید در اولویت اول باشد. دادههایی که بین داینامیکس ۳۶۵ و نرمافزار حسابداری رد و بدل میشوند، اغلب شامل اطلاعات محرمانه مالی و شخصی مشتریان هستند. بنابراین، معماری یکپارچهسازی باید به گونهای طراحی شود که از این اطلاعات در برابر دسترسیهای غیرمجاز محافظت کند. اولین اقدام، رمزنگاری ارتباطات است. تمام تبادلات داده بین سیستمها باید از طریق پروتکلهای امن مانند HTTPS انجام شود تا امکان شنود اطلاعات توسط اشخاص ثالث وجود نداشته باشد.
دومین اقدام، مدیریت هویت و دسترسی است. میانافزار باید با استفاده از حسابهای کاربری اختصاصی و با کمترین سطح دسترسی لازم، به داینامیکس و نرمافزار حسابداری متصل شود. به هیچ وجه نباید از حسابهای کاربری مدیر یا با دسترسی گسترده برای این اتصالات استفاده کرد. همچنین، تمام تراکنشها و تلاشهای ناموفق برای اتصال باید در لاگهای میانافزار ثبت شود تا در صورت وقوع هرگونه حادثه امنیتی، قابل پیگیری و بررسی باشد. رعایت این نکات، امنیت اطلاعات سازمان را در فرآیند یکپارچهسازی تضمین میکند.
همچنین بخوانید: یکپارچهسازی Dynamics 365 با Power Platform
دنیای فناوری اطلاعات با سرعت زیادی در حال تغییر است و یکپارچهسازی سیستمها نیز از این قاعده مستثنی نیست. یکی از مهمترین روندهای نوین، حرکت به سمت معماری مبتنی بر رویداد یا Event-Driven Architecture است. در این معماری، سیستمها به جای آنکه دائماً از یکدیگر استعلام بگیرند، به رویدادهای رخ داده در سایر سیستمها واکنش نشان میدهند. برای مثال، به محض اینکه یک فاکتور در داینامیکس ۳۶۵ صادر میشود، یک رویداد “فاکتور جدید” منتشر میشود و تمام سیستمهایی که به این رویداد علاقهمند هستند، مانند نرمافزار حسابداری و سامانه مودیان، به طور خودکار فعال شده و اقدامات لازم را انجام میدهند. این رویکرد، سرعت واکنش سیستمها را به شدت افزایش داده و از ایجاد گلوگاه اطلاعاتی جلوگیری میکند.
روند مهم دیگر، استفاده از پلتفرمهای یکپارچهسازی به عنوان سرویس یا iPaaS است. این سرویسهای ابری، تمام زیرساختهای مورد نیاز برای یکپارچهسازی را به صورت آماده در اختیار سازمانها قرار میدهند. با استفاده از iPaaS، دیگر نیازی به خرید سرور، نصب نرمافزار و مدیریت پیچیدگیهای فنی نیست و سازمانها میتوانند با صرف هزینه ماهیانه، از ابزارهای قدرتمند یکپارچهسازی بهره ببرند. مایکروسافت Azure Logic Apps که پیشتر معرفی شد، یک نمونه کامل از iPaaS است و پیشبینی میشود که استفاده از این سرویسها در سالهای آینده به شدت افزایش یابد.
هوش مصنوعی در حال ورود به تمام جنبههای فناوری اطلاعات است و یکپارچهسازی سیستمها نیز از این موج بینصیب نخواهد ماند. در آینده نزدیک، شاهد میانافزارهای هوشمندی خواهیم بود که با استفاده از الگوریتمهای یادگیری ماشین، قادر به تشخیص الگوهای داد و ستد و بهینهسازی خودکار فرآیندهای یکپارچهسازی خواهند بود. برای مثال، یک میانافزار هوشمند میتواند با تحلیل ترافیک دادهها، بهترین زمان برای ارسال انبوه فاکتورها به نرمافزار حسابداری را تشخیص دهد تا از کندی سیستم در ساعات اوج کاری جلوگیری کند.
کاربرد دیگر هوش مصنوعی، در تشخیص و رفع خطاهای یکپارچهسازی است. امروزه وقتی یک خطا رخ میدهد، کارشناس فنی باید لاگها را بررسی کرده و ریشه مشکل را پیدا کند. در آینده، میانافزارهای هوشمند قادر خواهند بود به طور خودکار خطا را تشخیص داده، علت آن را پیدا کرده و در بسیاری از موارد، بدون دخالت انسان آن را رفع کنند. برای مثال، اگر یک فاکتور به دلیل تغییر در ساختار کد کالا در نرمافزار حسابداری با خطا مواجه شود، میانافزار هوشمند میتواند این تغییر را شناسایی کرده و قوانین نگاشت خود را بهطور خودکار بهروزرسانی کند. این سطح از هوشمندی، هزینههای نگهداری را به شدت کاهش خواهد داد.
با وجود تمام پیشرفتها، یکپارچهسازی سیستمها در ایران با چالشهای خاصی مواجه است که باید به آنها توجه کرد. اولین و مهمترین چالش، محدودیتهای بینالمللی و تحریمها است که دسترسی به برخی سرویسهای ابری و ابزارهای یکپارچهسازی را با مشکل مواجه میکند. برای مثال، استفاده از برخی قابلیتهای پیشرفته Azure ممکن است برای مشتریان ایرانی با محدودیت همراه باشد. این موضوع، نیاز به راهکارهای بومی و استفاده از توان داخلی برای توسعه ابزارهای مشابه را بیش از پیش نمایان میسازد.
چالش دوم، نبود استانداردهای یکپارچه در نرمافزارهای ایرانی است. همانطور که در بخشهای قبلی اشاره شد، هر نرمافزار حسابداری یا فروشگاهی، ساختار داده و پروتکل ارتباطی خاص خود را دارد. این تنوع، کار یکپارچهسازی را برای سازمانهایی که از چندین نرمافزار مختلف استفاده میکنند، بسیار دشوار و پرهزینه میکند. ایجاد کنسرسیومهای نرمافزاری و تلاش برای تدوین استانداردهای ملی در این حوزه، میتواند در بلندمدت این چالش را کاهش دهد.
اگر سازمان شما تصمیم به یکپارچهسازی داینامیکس ۳۶۵ با نرمافزارهای ایرانی گرفته است، توصیه میشود مراحل زیر را به ترتیب طی کنید. گام اول، مستندسازی دقیق فرآیندهای کسب و کار است. قبل از هر اقدامی، باید مشخص کنید که چه اطلاعاتی، در چه زمانی و به چه منظوری باید بین سیستمها رد و بدل شود. این مستندات، نقشه راه پروژه را تشکیل میدهند و از انحراف مسیر جلوگیری میکنند. در این مرحله، تمام ذینفعان شامل تیم فروش، حسابداری و فناوری اطلاعات باید مشارکت داشته باشند.
گام دوم، انتخاب یک تیم مشاور و پیادهساز با تجربه است. همانطور که در بخشهای قبلی تأکید شد، این تیم باید هم به داینامیکس ۳۶۵ و هم به اکوسیستم نرمافزاری ایران اشراف کامل داشته باشد. از تجربه و نمونه کارهای قبلی آنها سوال کنید و با مشتریان قبلیشان صحبت کنید. گام سوم، انتخاب معماری و ابزار مناسب بر اساس نیازها و بودجه سازمان است. گام چهارم، اجرای پایلوت یا آزمایشی پروژه و گام نهایی، راهاندازی کامل و آموزش کاربران است. رعایت این مراحل، شانس موفقیت پروژه را به شدت افزایش میدهد.
در این مقاله، تلاش کردیم تا تصویری کامل و عملی از فرآیند یکپارچهسازی مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵ با نرمافزارهای بومی ایران ارائه دهیم. همانطور که دیدیم، این مسیر با چالشهای متعددی از تفاوت در ساختار تاریخ و فرمت دادهها گرفته تا پیچیدگیهای قوانین مالیاتی و مقاومتهای سازمانی همراه است. با این حال، هیچکدام از این چالشها غیرقابل حل نیستند. با درک صحیح از ماهیت مسئله و استفاده از ابزارها و روشهای مناسب، به ویژه بهرهگیری از معماری مبتنی بر میانافزار، میتوان بر تمام این موانع غلبه کرد.
نتیجه نهایی یکپارچهسازی موفق، سازمانی خواهد بود که در آن اطلاعات به صورت روان و بدون اصطکاک بین بخشهای مختلف جریان مییابد. تیم فروش با داینامیکس کار میکند و از قدرت آن در مدیریت ارتباط با مشتری بهره میبرد، تیم حسابداری بر نرمافزار بومی خود مسلط است و به کار خود ادامه میدهد، و سامانه مودیان نیز به طور خودکار و بدون خطا اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت میکند. این هماهنگی و یکپارچگی، نه تنها بهرهوری سازمان را افزایش میدهد، بلکه زمینهساز تصمیمگیریهای دقیقتر و هوشمندانهتر مدیران خواهد بود. در دنیای رقابتی امروز، چنین یکپارچهسازیهایی دیگر یک گزینه لوکس نیستند، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقا و رشد سازمانها محسوب میشوند.
اگرچه داینامیکس ۳۶۵ قابلیت استفاده به زبان انگلیسی را دارد، اما برای پذیرش توسط کاربران عادی سازمان و استفاده از تاریخ شمسی، فارسیسازی و شمسیسازی الزامی است. خوشبختانه راهکارهای فارسیسازی حرفهای این امکان را فراهم کردهاند که محیط نرمافزار کاملاً به زبان فارسی و با پشتیبانی کامل از تقویم شمسی در اختیار کاربران قرار گیرد .
اتصال مستقیم به دلیل تفاوتهای فنی در ساختار دادهها، پروتکلهای ارتباطی و فرمتها، معمولاً امکانپذیر نیست و توصیه نمیشود. راهکار استاندارد و حرفهای، استفاده از یک نرمافزار میانافزار (middleware) است که به عنوان پل ارتباطی، دادهها را از یک سمت دریافت، تبدیل و برای سمت دیگر ارسال میکند.
وظیفه اصلی میانافزار، ترجمه و تطبیق دادهها است. برای مثال، هنگامی که یک فاکتور فروش در داینامیکس صادر میشود، میانافزار آن را دریافت کرده، فرمت آن را به فرمت قابل فهم برای نرمافزار حسابداری ایرانی تبدیل میکند (و بالعکس). همچنین میتواند عملیات تطبیق کد کالاها، مشتریان و سایر اطلاعات پایه را انجام داده و از صحت ارسال دادهها اطمینان حاصل کند.
در این فرآیند، داینامیکس ۳۶۵ به عنوان منبع اصلی اطلاعات فروش و مشتریان عمل میکند. یک میانافزار اختصاصی، صورتحسابهای الکترونیکی صادر شده در داینامیکس را گرفته، آنها را با فرمت مورد قبول سامانه مودیان تطبیق داده و به این سامانه ارسال میکند. سپس نتیجه ارسال را از سامانه دریافت و در داینامیکس ثبت میکند تا وضعیت هر صورتحساب برای کاربران مشخص باشد. این کار خطای انسانی را کاهش داده و فرآیند را کاملاً خودکار میکند.
این موضوع به عوامل متعددی مانند تعداد و پیچیدگی سیستمهایی که باید به هم متصل شوند، حجم تراکنشها، میزان سفارشیسازی مورد نیاز و تجربه تیم پیادهکننده بستگی دارد. برای برآورد دقیق، لازم است پس از نیازسنجی کامل، شرکتهای مشاور و پیادهساز معروف قیمت پیشنهادی ارائه دهند.
یکپارچهسازی مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵ با نرمافزارهای بومی ایرانی، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای سازمانهایی است که به دنبال حفظ سرمایهگذاریهای قبلی خود و در عین حال بهرهمندی از قدرت یک سیستم مدیریت ارتباط با مشتری و برنامهریزی منابع سازمان در سطح جهانی هستند. چالشهایی مانند تفاوتهای ساختاری در تاریخ و تقویم، مغایرت در فرمتهای داده، و الزامات قانونی منحصربهفرد مانند اتصال به سامانه مودیان، ممکن است در نگاه اول مانعی بزرگ به نظر برسند. با این حال، همانطور که در این مقاله به تفصیل بررسی شد، با بهرهگیری از یک معماری فنی صحیح و استفاده از ابزارهای میانافزار، این موانع کاملاً قابل مدیریت هستند.
کلید موفقیت در این مسیر، درک این نکته است که داینامیکس ۳۶۵ نباید جایگزین سیستمهای حسابداری و فروشگاهی موجود شود، بلکه باید به عنوان قلب تپنده مدیریت ارتباط با مشتری و فرآیندهای پیشین فروش، دادههای حیاتی را با این سیستمها به اشتراک بگذارد. تجربه عملی یکپارچهسازی با سامانه مودیان نیز نشان میدهد که با طراحی یک middleware هوشمند، میتوان ضمن رعایت الزامات قانونی، از قدرت تحلیلی و گزارشگیری داینامیکس برای مدیریت بهینه این فرآیند نیز بهره برد. در نهایت، سازمانهایی که با دیدی باز و با کمک مشاوران با تجربه به سراغ این یکپارچهسازی میروند، نه تنها مشکل ناهماهنگی دادهها را حل میکنند، بلکه بستری را فراهم میآورند که در آن اطلاعات به صورت روان و دقیق بین تمام بخشهای سازمان جریان مییابد و زمینهساز تحول دیجیتال واقعی میشود.
برای آشنایی بیشتر با قابلیتهای بومیسازی و فارسیسازی مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵، میتوانید به صفحه رسمی یکی از شرکتهای معتبر پیادهساز این راهکار در ایران مراجعه کنید. مطالعه این منابع به شما دیدگاه عملیتری نسبت به فرآیندهای تطبیق این محصول با نیازهای داخلی میدهد. از شما دعوت میکنم برای کسب اطلاعات تکمیلی، به وبسایت شرکت کیان پرداز هوشمند به نشانی https://kian-ph.com/farsi-and-shamsi-maker-microsoft-dynamics-365/ مراجعه فرمایید .
در خبرنامه ما مشترک شوید و آخرین اخبار و به روزرسانی های را در صندوق ورودی خود مستقیماً دریافت کنید.

دیدگاه بگذارید