07
مه
ارگانیکترین و در عین حال قدرتمندترین سطح یکپارچهسازی، اتصال داینامیکس ۳۶۵ با سرویسهای آفیس ۳۶۵ است. این ابزارها بخش جداییناپذیر از کار روزمره بسیاری از کارمندان هستند و پیوند دادن آنها با دادههای حیاتی مدیریت ارتباط با مشتری، تحولی شگرف در بهرهوری و همکاری تیمی ایجاد میکند. این یکپارچگیها عموماً به صورت توکار و با کمترین نیاز به تنظیمات پیچیده یا کدنویسی، قابلیت فعالسازی دارند.
شاید بتوان گفت متداولترین نقطه تماس کاربران با سیستم مدیریت ارتباط با مشتری، صندوق پست الکترونیکی آنهاست. برنامه داینامیکس ۳۶۵ برای اوتلوک، این امکان را فراهم میآورد که هنگام کار با ایمیلها، قرارهای ملاقات یا مخاطبان درون اوتلوک، به اطلاعات حیاتی ذخیره شده در داینامیکس دسترسی لحظهای داشته باشید. برای مثال، هنگامی که یک ایمیل از مشتری دریافت میکنید، در کنار آن ایمیل، اطلاعات تماس، سابقه خرید، فرصتهای فروش فعال یا تیکتهای پشتیبانی باز آن مشتری که در داینامیکس ثبت شده است را مشاهده خواهید کرد. این یکپارچگی دوسویه است، به این معنا که میتوانید یک ایمیل دریافتی یا ارسالی را با یک یا چند رکورد مشخص در داینامیکس (مثلاً یک فرصت فروش یا یک حساب) پیوند دهید و تمامی تعاملات را به صورت خودکار در تاریخچه آن رکورد ثبت کنید .
علاوه بر ردیابی ایمیلها، این اتصال قابلیتهای ارزشمند دیگری را نیز به همراه دارد. شما میتوانید بدون نیاز به خروج از محیط اوتلوک، یک رکورد جدید در داینامیکس ایجاد کنید، فعالیت جدیدی مانند تماس تلفنی یا وظیفه را ثبت نمایید، و حتی از الگوهای آماده ایمیل (Email Templates) موجود در داینامیکس برای پاسخدهی سریع و استاندارد به مشتریان بهره ببرید. همچنین امکان همساختسازی تقویم بین اوتلوک و داینامیکس وجود دارد که باعث میشود قرارهای ملاقات ثبت شده در اوتلوک به عنوان فعالیت در داینامیکس ظاهر شده و بالعکس. این سطح از یکپارچگی، نیاز به ورود دادههای تکراری را از بین برده و تضمین میکند که دید کاملی از تعاملات با هر مشتری در اختیار تمامی تیمها قرار گیرد .
مایکروسافت تیمز به عنوان مرکز همکاری تیمهای کاری در دنیای مدرن شناخته میشود و یکپارچهسازی آن با داینامیکس ۳۶۵، همکاری روی فرصتهای فروش یا موارد پشتیبانی را به سطحی کاملاً جدید ارتقا میدهد. با استفاده از قابلیت گفتگوی تعبیهشده تیمز درون داینامیکس، کاربران میتوانند بدون نیاز به تغییر پنجره یا برنامه، مستقیماً در داخل صفحه یک رکورد خاص (مثلاً یک فرصت فروش)، یک مکالمه گروهی با همکاران خود آغاز کنند. تمامی پیامها، فایلها و تصمیمات گرفته شده در آن مکالمه، در همان بستر رکورد مربوطه ذخیره شده و برای سایر شرکتکنندگان در دسترس خواهد بود. این ویژگی تضمین میکند که تمامی دانش و تبادل نظر مرتبط با یک مشتری یا پروژه، در یک مکان واحد و قابل پیگیری نگهداری شود .
علاوه بر این، امکان اشتراکگذاری مستقیم فایلها از تیمز به داینامیکس و بالعکس وجود دارد. برای مثال، اعضای تیم فروش میتوانند پیشنویس یک قرارداد را در تیمز به صورت مشترک ویرایش کنند و سپس نسخه نهایی آن را مستقیماً به رکورد مربوطه در داینامیکس متصل نمایند. برنامه دستیار داینامیکس ۳۶۵ نیز در محیط تیمز قابل دسترس است که اطلاعات ترکیبی از منابع مختلف مانند ایمیلهای اوتلوک و دادههای داینامیکس را در اختیار کارشناسان فروش قرار داده و به آنها در انجام مؤثرتر وظایفشان یاری میرساند. در نهایت، تیمز به یک مرکز هماهنگی (Collaboration Hub) برای دادههای داینامیکس تبدیل میشود و بستری غنی برای همکاریهای تیمی در کنار دادههای عملیاتی فراهم میکند .
مدیریت اسناد یکی از جنبههای حیاتی هر سیستم مدیریت ارتباط با مشتری است. اگرچه داینامیکس ۳۶۵ قابلیت ذخیرهسازی فایلهای پیوست را دارد، اما این قابلیت با محدودیتهایی از نظر حجم، نسخهگذاری و امکانات همکاری تیمی همراه است. یکپارچهسازی با شیرپوینت، این محدودیتها را به طور کامل برطرف میکند. با فعالسازی این اتصال، به جای ذخیره فایلها در پایگاه داده داینامیکس، آنها بر روی سرورهای شیرپوینت ذخیره میشوند. این کار از یک سو باعث کاهش فشار بر روی دیتابیس داینامیکس شده و از سوی دیگر، قدرت و انعطافپذیری شیرپوینت را به عنوان یک سیستم مدیریت اسناد درجه یک، در اختیار کاربران قرار میدهد .
کاربران داینامیکس میتوانند درست از درون محیط آشنای برنامه خود، برای هر رکورد (مثلاً یک حساب یا یک فرصت فروش) یک پوشه جدید در شیرپوینت بسازند، اسناد موجود را بارگذاری کنند یا فایلهای جدیدی ایجاد نمایند. قابلیتهای مدیریت نسخه (Versioning) شیرپوینت به شما امکان میدهد تاریخچه کاملی از تغییرات اعمال شده روی هر سند را مشاهده کرده و در صورت لزوم به نسخههای قبلی بازگردید. همچنین ویژگی ورود و خروج سند (Check-in/Check-out) از ویرایش همزمان و تداخل اطلاعاتی جلوگیری میکند. تمامی این اسناد برای کاربرانی که به شیرپوینت دسترسی دارند نیز قابل مشاهده است، حتی اگر آنها کاربر داینامیکس نباشند. این ویژگی همکاری با واحدهای دیگر سازمان یا حتی شرکای تجاری را بر روی اسناد مشترک، بسیار سادهتر و مؤثرتر میسازد .
همچنین بخوانید: یکپارچهسازی Dynamics 365 با Power Platform
دنیای فناوری اطلاعات امروز، مجموعهای از نرمافزارها و سرویسهای گوناگون است که هر کدام برای هدف خاصی طراحی شدهاند. یک سازمان موفق باید بتواند این جزیرههای اطلاعاتی را به هم متصل کند تا دادهها به صورت روان بین آنها جریان یابد. مایکروسافت داینامیکس ۳۶۵ با ارائه مجموعهای غنی از واسطهای برنامهنویسی یا همان ایپیآیها، این امکان را فراهم میکند تا به عنوان یک شهروند خوب در اکوسیستم نرمافزاری سازمان ایفای نقش کرده و با هر سرویس خارجی که ایپیآی دارد، ارتباط دوسویه و هوشمندانه برقرار کند. این ارتباطات، مرزهای سنتی سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری را در هم شکسته و آن را به قلب تپنده تبادل اطلاعات سازمان تبدیل میکند.
برای درک چگونگی ارتباط داینامیکس ۳۶۵ با سایر سیستمها، ابتدا باید با مفهوم وبسرویس یا همان سرویس مبتنی بر وب آشنا شویم. به زبان ساده، وبسرویس یک روش استاندارد برای ارتباط و تبادل اطلاعات بین دو نرمافزار یا سیستم مختلف از طریق شبکه اینترنت یا اینترانت است. این ارتباط مستقل از زبان برنامهنویسی و پلتفرمی است که هر نرمافزار با آن ساخته شده است. برای مثال، یک وبسرویس میتواند اطلاعات وضعیت آب و هوا را در اختیار یک وبسایت قرار دهد، یا مانند موضوع بحث ما، امکان ثبت یک مشتری جدید را از یک وبسایت خرید به داینامیکس ۳۶۵ بدهد .
ایپیآی (واسط برنامهنویسی نرمافزار) در حقیقت همان مجموعه قوانین و پروتکلهایی است که این ارتباط را ممکن میسازد. داینامیکس ۳۶۵ با در اختیار گذاشتن یک ایپیآی قدرتمند و کامل، به توسعهدهندگان این اجازه را میدهد تا عملکردهای مختلف سیستم از جمله ایجاد، خواندن، بهروزرسانی و حذف رکوردها (عملیات CRUD) را به صورت برنامهنویسی شده و از راه دور انجام دهند. این بدان معناست که هر سرویس خارجی، چه یک برنامه تحت وب سفارشی باشد، چه یک نرمافزار قدیمی سازمانی یا حتی یک اپلیکیشن موبایل، میتواند با استفاده از این ایپیآی، درخواست خود را به داینامیکس ارسال کرده و دادههای مورد نیاز را دریافت یا ثبت کند.
داینامیکس ۳۶۵ چندین مکانیزم مختلف برای برقراری ارتباط با وبسرویسهای خارجی در اختیار توسعهدهندگان قرار میدهد که هر کدام برای سناریوهای خاصی طراحی شدهاند. یکی از رایجترین این روشها، استفاده از پلاگینها (Plug-ins) است. پلاگینها قطعات کدی هستند که در واکنش به رویدادهای خاصی در داینامیکس (مانند ایجاد یک فرصت فروش جدید یا بهروزرسانی یک حساب) به صورت خودکار اجرا میشوند. درون این کد میتوان از قابلیتهای استاندارد داتنت مانند کلاس HttpClient برای ارسال درخواست به یک وبسرویس خارجی و دریافت پاسخ استفاده کرد .
روش دیگر، استفاده از وبهوک (Webhook) است. وبهوک یک الگوی سادهتر برای یکپارچهسازی است که در آن داینامیکس ۳۶۵ هنگام وقوع یک رویداد خاص، یک پیام حاوی اطلاعات آن رویداد را به یک آدرس اینترنتی (یوآرال) از پیش تعیینشده ارسال میکند. این روش نیازی به نوشتن کدهای پیچیده در سمت داینامیکس ندارد و صرفاً با پیکربندی ساده قابل انجام است. سرویس مقصد (که میتواند یک لاجیک اپ، یک تابع یا هر برنامه وب دیگری باشد) مسئولیت دریافت و پردازش این پیام را بر عهده خواهد داشت. این روش به ویژه برای سناریوهایی که نیاز به اطلاعرسانی لحظهای به سیستمهای دیگر دارند، بسیار کارآمد است.
هنگامی که صحبت از تبادل داده بین دو سیستم میشود، امنیت مهمترین رکنی است که باید با دقت کامل پیادهسازی شود. داینامیکس ۳۶۵ و پلتفرم مایکروسافت آزور، از پروتکل استاندارد و امن OAuth 2.0 برای احراز هویت و مجوزدهی در ارتباطات ایپیآی استفاده میکنند. در این روش، به جای ارسال نام کاربری و رمز عبور در هر درخواست، یک توکن امنیتی که نشاندهنده هویت و سطح دسترسی درخواستکننده است، مبادله میشود. برای برقراری ارتباط، ابتدا باید یک برنامه در سرویس آشیانه آژور (Azure Active Directory) ثبت کرده و به آن مجوزهای لازم (API Permissions) برای دسترسی به دادههای داینامیکس را اعطا کرد .
پس از ثبت برنامه، دو روش اصلی برای احراز هویت وجود دارد: روش مبتنی بر کاربر (با استفاده از نام کاربری و رمز عبور یک کاربر واقعی) و روش مبتنی بر برنامه (با استفاده از شناسه برنامه و یک رمز مخفی یا گواهی دیجیتال). روش دوم که به آن “سرور به سرور” نیز گفته میشود، امنیت بالاتری دارد و برای یکپارچهسازیهای خودکار بین سیستمها بدون دخالت کاربر، ایدهآل است. در این روش، یک “کاربر برنامه” اختصاصی در داینامیکس تعریف میشود که دسترسیهای آن دقیقاً بر اساس نیازهای یکپارچهسازی تنظیم میگردد و از این طریق، اصل کمترین دسترسی (Principle of Least Privilege) به بهترین شکل رعایت میشود .
یکپارچهسازی داینامیکس ۳۶۵ با وبسرویسهای خارجی، کاربردهای بیشماری در دنیای واقعی دارد که تنها به چند نمونه محدود نمیشود. برای مثال، فرض کنید یک وبسایت فروش اینترنتی دارید. با یکپارچهسازی، میتوانید به محض ثبت سفارش توسط مشتری در وبسایت، از طریق ایپیآی، آن سفارش را به صورت خودکار در داینامیکس ۳۶۵ ایجاد کنید. این کار نه تنها از ورود دستی و اشتباهآمیز اطلاعات جلوگیری میکند، بلکه بلافاصله فرآیندهای بعدی مانند تأیید سفارش، مدیریت انبار و حسابداری را نیز در داینامیکس فعال میسازد.
مثال دیگر، اتصال داینامیکس به یک سرویس پستی یا پیامک است. هنگامی که یک فاکتور برای مشتری صادر میشود، داینامیکس میتواند با فراخوانی ایپیآی سرویس پیامک، یک پیام حاوی لینک پرداخت آنلاین یا اطلاعرسانی وضعیت فاکتور را به شماره موبایل مشتری ارسال کند. همچنین میتوان داینامیکس را به سرویسهای تحلیل داده و هوش تجاری متصل کرد تا دادههای فروش و بازاریابی به صورت لحظهای برای تحلیلهای پیشرفته و پیشبینی روندها، در اختیار ابزارهای تخصصی قرار گیرد. این اتصالات، داینامیکس را از یک مخزن داده صرف به یک پلتفرم پویا و تعاملی تبدیل میکند که در مرکز فرآیندهای کسبوکار قرار دارد.
هنگام توسعه راهکارهای یکپارچهسازی، رعایت مجموعهای از بهترین شیوهها (Best Practices) برای اطمینان از پایداری، کارایی و امنیت سیستم ضروری است. یکی از مهمترین این نکات، مدیریت زمان انتظار (Timeout) برای درخواستهای ارسالی به وبسرویسهای خارجی است. از آنجایی که این سرویسها ممکن است گاهی با کندی پاسخگو باشند یا به کلی در دسترس نباشند، باید یک بازه زمانی مشخص برای دریافت پاسخ تعیین کرد. اگر پاسخ در آن بازه زمانی دریافت نشود، درخواست لغو شده و خطای مربوطه ثبت میگردد تا از قفل شدن منابع داینامیکس جلوگیری شود .
نکته حیاتی دیگر، غیرفعال کردن قابلیت KeepAlive در اتصالات است. این کار تضمین میکند که هر درخواست یک اتصال جدید و مستقل برقرار کند و از به اشتراک گذاشته شدن اتصالات بین درخواستهای مختلف جلوگیری به عمل میآید. این موضوع به ویژه در محیطهای ابری که مقیاسپذیری خودکار اهمیت دارد، بسیار مهم است . همچنین، استفاده از الگوهای طراحی مناسب برای مدیریت خطا، مانند تلاش مجدد (Retry) با تأخیر تصاعدی (Exponential Backoff) در مواجهه با خطاهای موقتی شبکه، میتواند به افزایش چشمگیر پایداری یکپارچهسازی کمک کند. ثبت دقیق تمام رویدادها و خطاها در لاگهای سیستمی نیز برای عیبیابی و پایش سلامت ارتباطات، امری ضروری و اجتنابناپذیر است.
برای سازمانهایی که به دنبال یک معماری یکپارچهسازی قوی، مقیاسپذیر و قابل اعتماد در سطح سازمانی هستند، پلتفرم ابری آزور مجموعهای کامل از سرویسها را با عنوان “سرویسهای یکپارچهسازی آزور” ارائه میدهد. این سرویسها که شامل سرویس باس، لاجیک اپ و فانکشن میشوند، این امکان را فراهم میکنند تا ارتباطی عمیق، انعطافپذیر و هوشمند بین داینامیکس ۳۶۵ و سایر برنامهها، چه در ابر و چه در داخل سازمان، برقرار کنید. این سرویسها به عنوان یک لایه میانی (Middleware) هوشمند عمل کرده و پیچیدگیهای ارتباط بین سیستمهای ناهمگون را کاهش میدهند.
در بسیاری از سناریوهای یکپارچهسازی، نیاز داریم که داینامیکس ۳۶۵ به محض وقوع یک رویداد (مثلاً ایجاد یک مشتری جدید) یک پیام را به سیستمهای دیگر اطلاع دهد. اما اگر آن سیستمها در آن لحظه در دسترس نباشند یا آماده دریافت پیام نباشند، چه اتفاقی میافتد؟ اینجا است که سرویس باس آزور (Azure Service Bus) به عنوان یک صفبند و مسیریاب پیام قدرتمند وارد عمل میشود. داینامیکس میتواند پیام خود را به یک صف (Queue) در سرویس باس ارسال کند و بلافاصله به کار خود ادامه دهد، بدون اینکه نیازی به انتظار برای پاسخ از سمت گیرنده داشته باشد. این مفهوم “ارتباط ناهمگام” نام دارد و برای ایجاد سیستمهای مقیاسپذیر و مقاوم در برابر خطا حیاتی است .
سرویس باس، پیام را به صورت امن ذخیره میکند تا زمانی که سیستم مقصد (مثلاً یک نرمافزار حسابداری) آماده دریافت آن شود. این سرویس همچنین قابلیتهای پیشرفتهتری مانند “موضوعات” (Topics) و “اشتراکها” (Subscriptions) را فراهم میکند که به شما اجازه میدهد یک پیام را به چندین سیستم مختلف با فیلترهای متفاوت ارسال کنید. برای مثال، رویداد “ایجاد مشتری جدید” میتواند به صفهای جداگانهای برای سیستم حسابداری، سیستم بازاریابی و سیستم پشتیبانی ارسال شود و هر کدام به فراخور نیاز خود از این اطلاعات استفاده کنند. این معماری رویدادمحور، انعطافپذیری و قابلیت اطمینان یکپارچهسازی را به شکل چشمگیری افزایش میدهد.
لاجیک اپهای آزور (Azure Logic Apps) یک سرویس یکپارچهسازی “کمکد” یا “حتی بدون کد” در ابر آزور هستند که به شما امکان میدهند فرآیندهای کاری پیچیده و گردش کارهای یکپارچهسازی را با استفاده از یک طراح گرافیکی ساده و بصری طراحی و اجرا کنید. با لاجیک اپ میتوانید به راحتی صدها کانکتور از پیش ساخته شده را به هم متصل کنید تا داینامیکس ۳۶۵ را با سایر سرویسهای مایکروسافت، سرویسهای ابری دیگر (مانند Salesforce، گوگل درایو، توئیتر) و حتی سیستمهای داخلی سازمان از طریق دروازه دادهها ارتباط دهید .
مزیت بزرگ لاجیک اپ در سادگی و سرعت پیادهسازی آن است. شما به جای نوشتن خطوط کد، با کشیدن و رها کردن بلوکهای مختلف، جریان داده را مشخص میکنید. برای مثال، میتوانید یک لاجیک اپ طراحی کنید که به محض دریافت پیامی از سرویس باس (مبنی بر ایجاد یک فرصت فروش جدید در داینامیکس)، یک رکورد در یک لیست شیرپوینت ایجاد کرده، یک ایمیل تأیید به مدیر فروش ارسال کند و یک کار جدید در مایکروسافت پلنر برای تیم بازاریابی ثبت نماید. لاجیک اپ همچنین قابلیتهای پیشرفتهای برای مدیریت خطا، شاخهبندی شرطی و تبدیل دادهها (مانند تبدیل دادههای خروجی داینامیکس به یک قالب استاندارد و قابل فهم برای سایر سیستمها) دارد که آن را به ابزاری ایدهآل برای سناریوهای یکپارچهسازی سازمانی تبدیل میکند .
در برخی سناریوهای یکپارچهسازی، نیاز به اجرای منطق تجاری خاص و سفارشی دارید که با کانکتورهای از پیش ساخته شده لاجیک اپ قابل انجام نیست. برای مثال، ممکن است نیاز به انجام محاسبات پیچیده، اعتبارسنجی دقیق دادهها با قوانین خاص کسبوکار، یا ادغام با یک کتابخانه الگوریتمی خاص داشته باشید. در این مواقع، آزور فانکشن (Azure Functions) راهکار ایدهآلی است. فانکشن یک سرویس “بدون سرور” (Serverless) است که به شما اجازه میدهد یک قطعه کد (مثلاً به زبان سی شارپ، جاوا اسکریپت یا پایتون) را بنویسید و آن را در واکنش به یک رویداد خاص اجرا کنید .
این رویداد میتواند دریافت یک پیام از سرویس باس، یک درخواست اچتیتیپی از یک لاجیک اپ یا حتی یک تایمر باشد. در معماری یکپارچهسازی داینامیکس، از فانکشنها اغلب به عنوان مغز متفکر عملیات استفاده میشود. برای مثال، در معماری مرجع “دیتاورس به عنوان سیستم داده مادر”، یک لاجیک اپ پس از دریافت پیام از سرویس باس، یک فانکشن را فراخوانی میکند. این فانکشن وظیفه دارد با استفاده از پرس و جوهای FetchXML که در یک فضای ذخیرهسازی (Storage Account) ذخیره شدهاند، دادههای تکمیلی و مورد نیاز را از داینامیکس واکاوی کرده و در اختیار لاجیک اپ قرار دهد تا پس از تبدیل، به سایر سیستمها ارسال شود . این جداسازی وظایف، انعطافپذیری و قابلیت نگهداری سیستم را به شدت افزایش میدهد.
مایکروسافت در مستندات خود یک معماری مرجع بسیار قدرتمند و کاربردی را با عنوان “دیتاورس به عنوان سیستم داده مادر” معرفی کرده است که به خوبی قدرت ترکیب سرویسهای مختلف آزور در کنار داینامیکس ۳۶۵ را نشان میدهد. در این معماری، دیتاورس (موتور پایگاه داده داینامیکس) به عنوان منبع اصلی و معتبر برای برخی از دادههای کلیدی سازمان مانند محصولات، حسابها، مخاطبان و آدرسها در نظر گرفته میشود. هدف این است که هر بار که این دادهها در داینامیکس ایجاد یا بهروزرسانی میشوند، به صورت خودکار و تقریباً بلادرنگ در اختیار سایر سیستمهای سازمان (مانند سیستمهای برنامهریزی منابع سازمانی، بازاریابی یا پشتیبانی) قرار گیرند .
گردش کار در این معماری به این صورت است: یک پلاگین یا وبهوک در داینامیکس، وقوع رویداد ایجاد یا بهروزرسانی را تشخیص داده و یک پیام به یک صف در سرویس باس آزور ارسال میکند. یک لاجیک اپ استاندارد به طور مداوم به این صف گوش میدهد و به محض دریافت پیام، یک فانکشن را فراخوانی میکند. فانکشن با استفاده از پرس و جوهای از پیش تعریف شده (FetchXML) که در یک حساب ذخیرهسازی (Storage Account) نگهداری میشوند، دادههای کامل و بهروز را از داینامیکس واکشی میکند. سپس لاجیک اپ با استفاده از قابلیت “نگاشت داده” (Data Mapper) خود، ساختار دادهها را به یک “مدل استاندارد” (Canonical Model) که برای تمام سیستمها قابل فهم است، تبدیل کرده و آن را در یک “موضوع” (Topic) دیگر در سرویس باس منتشر میکند. سایر سیستمهای مشترک میتوانند به این موضوع متصل شده و دادههای مورد نیاز خود را با فرمتی یکسان و استاندارد دریافت کنند .
ترکیب سرویسهای باس، لاجیک اپ و فانکشن، امکان پیادهسازی سناریوهای پیچیده و ارزشمندی را در دنیای واقعی فراهم میکند. فرض کنید یک شرکت خدمات پس از فروش بزرگ دارید که مشتریان میتوانند از طریق وبسایت، ایمیل یا تلفن، درخواست پشتیبانی (تیکت) ثبت کنند. میتوان از یک لاجیک اپ برای جمعآوری درخواستها از تمام این کانالها استفاده کرد. پس از ثبت درخواست در داینامیکس، یک پیام به سرویس باس ارسال میشود. یک فانکشن که به این صف گوش میدهد، بر اساس محتوای درخواست و با استفاده از یک الگوریتم هوشمند (مثلاً بر اساس نوع مشکل و تخصص کارشناسان)، بهترین کارشناس پشتیبانی را انتخاب کرده و تیکت را به او ارجاع میدهد. همزمان، یک لاجیک اپ دیگر با استفاده از ایپیآی سرویس پیامک، یک پیام تأیید دریافت درخواست به همراه شماره پیگیری برای مشتری ارسال میکند.
در سناریوی دیگر، یک شرکت تولیدی میتواند از این معماری برای مدیریت زنجیره تأمین خود استفاده کند. هنگامی که سطح موجودی یک قطعه در داینامیکس (یا سیستم برنامهریزی منابع سازمانی متصل به آن) از حد مجاز کمتر شود، یک رویداد در سرویس باس منتشر میشود. یک لاجیک اپ که به این رویداد واکنش نشان میدهد، به طور خودکار یک سفارش خرید برای تأمینکننده آن قطعه ایجاد کرده و از طریق ایپیآی به سیستم تأمینکننده ارسال میکند. تمام این فرآیندها بدون دخالت دستی و با کمترین تأخیر انجام میشوند که این امر منجر به کاهش خطاها، افزایش سرعت عملیات و در نهایت، رضایت بیشتر مشتریان میگردد.
پس از آشنایی با روشهای مختلف یکپارچهسازی، حال باید به قلب تپنده این ارتباطات یعنی واسطهای برنامهنویسی یا ایپیآی بپردازیم. ایپیآی داینامیکس ۳۶۵ در حقیقت قرارداد و زبانی است که این سیستم برای برقراری ارتباط با دنیای خارج از خود تعریف کرده است. هر درخواستی که از یک برنامه خارجی به داینامیکس ارسال میشود، چه بخواهد دادهای بخواند، چه رکورد جدیدی ایجاد کند، باید دقیقاً مطابق با قوانین این قرارداد باشد. درک عمیق این قرارداد و معماری آن، کلید طراحی یکپارچهسازیهای موفق، کارآمد و امن است.
مدرنترین و قدرتمندترین روش برای تعامل برنامهنویسی با داینامیکس ۳۶۵، استفاده از “وب ایپیآی” (Web API) مبتنی بر معماری “رست” (REST) است. معماری رست مجموعهای از اصول و قوانین است که برای طراحی سرویسهای وب به کار میرود و به دلیل سادگی و کارایی بالا، به یک استاندارد غالب در دنیای وب تبدیل شده است. در این معماری، به هر منبع اطلاعاتی مانند یک “حساب”، “فرصت فروش” یا “تماس”، یک شناسه منحصر به فرد به نام یوآرال (URL) اختصاص داده میشود و برای انجام عملیات مختلف روی آن منابع، از فعلهای استاندارد اچتیتیپی مانند GET (برای خواندن)، POST (برای ایجاد)، PATCH (برای بهروزرسانی جزئی) و DELETE (برای حذف) استفاده میشود.
این سادگی به این معناست که هر برنامهای که قادر به ارسال درخواستهای اچتیتیپی باشد (که تقریباً همه زبانهای برنامهنویسی و پلتفرمها این قابلیت را دارند)، میتواند با داینامیکس ۳۶۵ ارتباط برقرار کند. برای مثال، برای دریافت اطلاعات یک حساب خاص با شناسه معین، کافی است یک درخواست GET به آدرس [آدرس-محیط-داینامیکس]/api/data/v9.2/accounts(شناسه-حساب) ارسال کنید. پاسخ دریافتی نیز معمولاً در قالب جیسان (JSON) است که یک فرمت سبک و قابل خواندن برای انسان و ماشین است. این ویژگیها، وب ایپیآی داینامیکس را به یک گزینه ایدهآل برای توسعهدهندگان و یکپارچهسازیهای مدرن تبدیل کرده است.
هر درخواستی که به ایپیآی داینامیکس ۳۶۵ ارسال میشود، باید همراه با یک توکن معتبر احراز هویت باشد تا سیستم هویت درخواستدهنده را تأیید کرده و تشخیص دهد که آیا او مجوز انجام آن عملیات را دارد یا خیر. همانطور که پیشتر اشاره شد، پروتکل استاندارد برای این کار OAuth 2.0 است که توسط سرویس آشیانه آژور (Azure AD) پیادهسازی میشود. برای دریافت این توکن، برنامه درخواستدهنده باید ابتدا خود را به آشیانه آژور معرفی کرده و اعتبار خود را اثبات کند. این اعتبار میتواند یک “شناسه کاربر و رمز عبور” (در روش تعاملی) یا یک “شناسه برنامه و راز مخفی” (در روش سرور به سرور) باشد.
پس از احراز هویت موفق، آشیانه آژور یک توکن دسترسی (Access Token) به برنامه تحویل میدهد. این توکن یک رشته متنی حاوی اطلاعاتی درباره هویت و مجوزهای برنامه است. برنامه درخواستدهنده باید این توکن را در هدر (Header) تمام درخواستهای خود به داینامیکس قرار دهد. داینامیکس پس از دریافت توکن، ابتدا صحت آن را با آشیانه آژور بررسی کرده و سپس بر اساس محتوای توکن و مجوزهای امنیتی تعریف شده برای کاربر یا برنامه مرتبط، تشخیص میدهد که آیا درخواست باید اجرا شود یا خیر. این مکانیزم، یک لایه امنیتی قدرتمند و انعطافپذیر را برای تمام ارتباطات فراهم میکند.
در یک پلتفرم ابری مقیاسپذیر مانند داینامیکس ۳۶۵ که هزاران سازمان از آن استفاده میکنند، باید مکانیزمهایی برای مدیریت منصفانه منابع و جلوگیری از تأثیرگذاری یک مشتری بر عملکرد مشتریان دیگر وجود داشته باشد. به همین دلیل، مایکروسافت محدودیتهایی را برای فراخوانیهای ایپیآی (API Limits) در نظر گرفته است. این محدودیتها معمولاً بر اساس تعداد درخواستها در یک بازه زمانی مشخص (مثلاً در هر ثانیه یا هر دقیقه) تعریف میشوند. اگر یک برنامه بیش از حد مجاز، به ایپیآی درخواست ارسال کند، مکانیزم “کاهش ترافیک” (Throttling) فعال شده و داینامیکس با ارسال کد خطای ۴۲۹ (Too Many Requests) از پذیرش درخواستهای اضافی خودداری میکند.
بنابراین، در طراحی راهکارهای یکپارچهسازی، بسیار مهم است که به این محدودیتها توجه کرده و برنامه را به گونهای توسعه دهیم که با رعایت آنها کار کند. برای مثال، میتوان از الگوهای طراحی مانند “تلاش مجدد با تأخیر” (Retry with Exponential Backoff) استفاده کرد. به این معنا که اگر با خطای ۴۲۹ مواجه شدید، برنامه به طور خودکار پس از چند ثانیه انتظار، دوباره درخواست را تکرار کند. همچنین بهتر است تا حد امکان از ارسال درخواستهای تکراری و غیرضروری خودداری کرده و با استفاده از قابلیتهایی مانند “دریافت دادههای تغییر یافته” (Change Tracking)، تنها دادههایی که واقعاً تغییر کردهاند را دریافت کنید تا تعداد درخواستها به حداقل برسد.
مایکروسافت برای سادهسازی فرآیند توسعه راهکارهای یکپارچهسازی، ابزارها و کتابخانههای متعددی را در اختیار توسعهدهندگان قرار داده است. یکی از مهمترین این ابزارها، “اسدیکی قدرتاپها” (Power Platform SDK) است. این مجموعه شامل کتابخانههایی برای زبانهای برنامهنویسی مختلف (به ویژه سی شارپ) است که تعامل با ایپیآی داینامیکس را بسیار آسانتر میکند. با استفاده از این اسدیکی، دیگر نیازی به ساخت دستی درخواستهای اچتیتیپی و تجزیه و تحلیل پاسخهای جیسان نیست؛ بلکه میتوانید با اشیاء و متدهای آشنا در محیط برنامهنویسی خود کار کنید.
ابزار ارزشمند دیگر، “مرورگر متادیتا” (Metadata Browser) و “ویرایشگر پرس و جوی پیشرفته” (Advanced Find) درون خود داینامیکس هستند. با این ابزارها میتوانید ساختار دادهها (مانند نام موجودیتها، فیلدها و روابط) را بررسی کرده و پرس و جوهای مورد نیاز خود (با استفاده از FetchXML یا OData) را به صورت بصری ساخته و آزمایش کنید تا از صحت آنها قبل از استفاده در کد مطمئن شوید. همچنین پستمن (Postman) که یک ابزار محبوب برای آزمایش ایپیآیها است، میتواند با پیکربندی مناسب، برای ارسال درخواستهای آزمایشی به ایپیآی داینامیکس و مشاهده پاسخها مورد استفاده قرار گیرد که این امر فرآیند توسعه و عیبیابی را بسیار تسریع میکند.
ایپیآی داینامیکس ۳۶۵، نقش یک پل ارتباطی حیاتی را در سناریوهای یکپارچهسازی ترکیبی ایفا میکند. “یکپارچهسازی ترکیبی” (Hybrid Integration) به شرایطی گفته میشود که نیاز به اتصال و تبادل داده بین سرویسهای ابری (مانند داینامیکس) و سیستمهای داخلی سازمان (On-Premises) که در شبکه محلی قرار دارند، وجود دارد. در این سناریوها، ایپیآی داینامیکس به عنوان نقطه پایانی در ابر عمل میکند که دادهها را دریافت یا ارائه میدهد. در سمت شبکه داخلی، میتوان از “دروازه دادههای داخلی” (On-premises Data Gateway) همراه با سرویسهایی مانند لاجیک اپ استفاده کرد.
برای مثال، فرض کنید میخواهید دادههای یک فرصت فروش جدید ثبت شده در داینامیکس را به یک سیستم انبارداری داخلی که بر روی یک سرور در سازمان شما نصب است، ارسال کنید. یک لاجیک اپ میتواند با گوش دادن به رویداد ایجاد فرصت فروش از طریق وبهوک یا سرویس باس فعال شود. سپس این لاجیک اپ از طریق دروازه دادههای داخلی، به صورت امن به وبسرویس یا پایگاه داده سیستم انبارداری در شبکه داخلی متصل شده و اطلاعات مورد نیاز را ثبت میکند. در این معماری، ایپیآی داینامیکس به عنوان دروازه ورودی به دنیای ابری و لاجیک اپ و دروازه دادهها به عنوان پل ارتباطی با دنیای داخلی عمل میکنند. این ترکیب، امکان بهرهگیری از مزایای هر دو دنیا را بدون نیاز به انتقال کامل سیستمهای داخلی به ابر، فراهم میکند.
همچنین بخوانید: راهنمای کامل توسعه افزونه در داینامیکس 365 از صفر تا صد
پس از بررسی جنبههای فنی و معماریهای مختلف یکپارچهسازی، اکنون به مهمترین بخش میرسیم: ملاحظات استراتژیک و امنیتی که موفقیت بلندمدت هر پروژه یکپارچهسازی را تضمین میکند. صرفنظر از اینکه از چه ابزارها و روشهایی استفاده میکنید، عدم توجه به این جنبهها میتواند منجر به ایجاد راهحلهایی ناپایدار، ناامن و پرهزینه برای نگهداری شود. یک نگاه کلان و برنامهریزی شده، تضمین میکند که یکپارچهسازیها نه تنها نیازهای امروز، بلکه نیازهای آتی کسبوکار شما را نیز پوشش دهند.
قبل از نوشتن حتی یک خط کد یا طراحی اولین جریان در لاجیک اپ، ضروری است که یک استراتژی جامع یکپارچهسازی برای سازمان خود تدوین کنید. این استراتژی باید به پرسشهای بنیادینی پاسخ دهد: هدف نهایی ما از یکپارچهسازی چیست؟ کدام دادهها حیاتیترین و پرتحرکترین دادههای سازمان هستند (مانند مشتریان، محصولات، سفارشات)؟ چه سیستمهایی باید به این دادهها دسترسی داشته باشند؟ چه رویدادهای تجاری (مانند ثبت سفارش، بسته شدن تیکت) باید با سایر سیستمها به اشتراک گذاشته شوند؟ پاسخ به این سوالات به شما کمک میکند تا یک نقشه راه شفاف داشته باشید و از انجام یکپارچهسازیهای پراکنده، سلیقهای و فاقد هماهنگی جلوگیری کنید.
در این استراتژی، باید مشخص کنید که کدام سیستم، “منبع اصلی و معتبر” (Master Data Source) برای هر نوع داده است. همانطور که در معماری دیتاورس به عنوان سیستم داده مادر دیدیم، تعیین یک منبع واحد برای دادههای کلیدی مانند مشتری یا محصول، از ایجاد تناقض و ناهماهنگی اطلاعات در سطح سازمان جلوگیری میکند . همچنین باید مشخص کنید که جریان دادهها به چه صورت است: یک طرفه یا دو طرفه؟ لحظهای یا به صورت دستهای؟ پاسخ به این سوالات، معماری فنی مناسب برای یکپارچهسازی را مشخص خواهد کرد. تدوین این استراتژی، اگرچه زمانبر به نظر میرسد، اما در بلندمدت باعث صرفهجویی چشمگیر در هزینهها و منابع خواهد شد.
امنیت در یکپارچهسازیها، یک موضوع چندلایه است که باید از زوایای مختلف به آن پرداخته شود. اولین لایه، امنیت در سطح ارتباطات است. همانطور که پیشتر اشاره شد، تمام تبادلات داده بین داینامیکس و سایر سرویسها باید از طریق پروتکل رمزنگاری شده اچتیتیپیاس (HTTPS) و با استفاده از توکنهای معتبر OAuth 2.0 انجام شود . استفاده از “کاربران برنامه” (Application Users) با حداقل دسترسیهای لازم، یک اصل کلیدی در این زمینه است. به هیچ وجه نباید از اعتبارنامه کاربران واقعی سازمان برای یکپارچهسازیهای خودکار استفاده کرد.
لایه دوم، امنیت در سطح دادهها است. یک نکته بسیار مهم و اغلب نادیده گرفته شده، تفاوت مدل امنیتی داینامیکس و سایر سرویسها مانند شیرپوینت است. همانطور که پیشتر اشاره شد، اتصال بومی داینامیکس به شیرپوینت، امنیت در سطح رکورد داینامیکس را به شیرپوینت منتقل نمیکند . این بدان معناست که ممکن است کاربری پس از از دست دادن دسترسی به یک رکورد خاص در داینامیکس، همچنان به اسناد مرتبط با آن رکورد در شیرپوینت دسترسی داشته باشد. برای رفع این شکاف امنیتی، باید از راهکارهای تکمیلی استفاده کرد که به طور خودکار مجوزهای شیرپوینت را بر اساس تغییرات دسترسی در داینامیکس بهروزرسانی کنند. در یکپارچهسازیهای سفارشی نیز، باید دقت شود که منطق اعمال مجوزها به درستی پیادهسازی شود تا دادهها فقط در اختیار افراد و سیستمهای مجاز قرار گیرند.
یک راهکار یکپارچهسازی خوب، یک “جعبه سیاه” نیست. شما باید بتوانید به صورت مداوم بر سلامت و عملکرد آن نظارت داشته باشید، خطاها را به سرعت شناسایی کرده و به مشکلات احتمالی پاسخ دهید. استفاده از سرویسهایی مانند “آپلیکیشن اینسایتس” (Application Insights) در آزور برای ثبت وقایع و لاگهای تمام اجزای یکپارچهسازی (مانند لاجیک اپها و فانکشنها) یک ضرورت است . این ابزارها به شما امکان میدهند تا عملکرد هر جزء را ردیابی کرده، زمان پاسخگویی، تعداد درخواستهای موفق و ناموفق و خطاهای رخ داده را مشاهده کنید.
همچنین باید یک استراتژی جامع برای ثبت وقایع در خود داینامیکس ۳۶۵ داشته باشید. فعالسازی “ردیابی” (Auditing) برای موجودیتهای کلیدی میتواند به شما نشان دهد که چه کسی و در چه زمانی چه تغییری در دادهها ایجاد کرده است. این موضوع هم برای رفع اشکال و هم برای تطابق با الزامات قانونی (Compliance) بسیار حیاتی است. علاوه بر این، برای هر یکپارچهسازی باید یک مکانیزم “مدیریت خطای قدرتمند” (Robust Error Handling) طراحی کنید. این مکانیزم باید مشخص کند که در صورت بروز خطا در هر مرحله (مثلاً عدم دسترسی به سیستم مقصد)، چه اتفاقی بیفتد: آیا عملیات مجدداً تکرار شود؟ آیا خطا در یک صف جداگانه ذخیره شود؟ آیا یک ایمیل هشدار به مدیر سیستم ارسال شود؟ وجود این مکانیزمها، تضمین میکند که خرابیهای موقتی، باعث از دست رفتن دادهها یا اختلال جدی در فرآیندهای کسبوکار نشوند.
یکپارچهسازیها، علاوه بر ارزش تجاری که ایجاد میکنند، میتوانند هزینههایی نیز به همراه داشته باشند. استفاده از سرویسهای ابری مانند آزور و حتی فراخوانیهای ایپیآی داینامیکس، هزینه محاسباتی و گاهی مالی در پی دارد. بنابراین، بهینهسازی عملکرد و مدیریت هزینهها باید از ابتدای طراحی مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، در طراحی راهکار با سرویسهای آزور، باید اندازه و نوع “پلن” (Plan) مورد استفاده برای لاجیک اپ استاندارد و فانکشن را با دقت و بر اساس حجم ترافیک مورد انتظار انتخاب کنید . همچنین میتوان از یک سرویس باس مشترک برای چندین یکپارچهسازی استفاده کرد تا هزینهها کاهش یابد.
در سطح داینامیکس، بهینهسازی فراخوانیهای ایپیآی اهمیت زیادی دارد. همانطور که پیشتر ذکر شد، رعایت محدودیتهای ایپیآی و طراحی درخواستهای بهینه، میتواند از بروز خطاهای کاهش ترافیک جلوگیری کند. برای مثال، به جای دریافت همه فیلدهای یک موجودیت، تنها فیلدهای مورد نیاز خود را درخواست کنید (با استفاده از قابلیت $select در وب ایپیآی). همچنین به جای ارسال درخواستهای جداگانه برای هر رکورد، از عملیات دستهای (Batch Operations) برای ایجاد یا بهروزرسانی همزمان چندین رکورد استفاده کنید. این کار هم تعداد فراخوانیها را کاهش میدهد و هم عملکرد کلی را بهبود میبخشد. پایش مداوم عملکرد و هزینهها و بهینهسازی مستمر آنها، بخشی از چرخه حیات هر راهکار یکپارچهسازی موفق است.
در پایان، باید تأکید کرد که هیچ “یک راه حل طلایی” برای همه مسائل یکپارچهسازی وجود ندارد. موفقیت در این حوزه، در گرو انتخاب الگو و ابزار مناسب برای هر سناریوی خاص است. برای یکپارچهسازیهای ساده و روزمره که کاربران تجاری نیاز به خودکارسازی دارند، پاور اتومیت میتواند بهترین انتخاب باشد. برای یکپارچهسازیهای سازمانی که نیاز به مقیاسپذیری بالا، مدیریت خطای پیچیده و رعایت الزامات امنیتی سطح بالا دارند، ترکیب لاجیک اپ، فانکشن و سرویس باس در آزور، یک معماری ایدهآل ارائه میدهد .
برای سناریوهایی که نیاز به تبادل داده با سیستمهای داخلی دارید، استفاده از دروازه دادههای داخلی در کنار لاجیک اپ، راهکار مناسب است. برای اتصالات ساده و دوسویه با برنامههای آفیس ۳۶۵، یکپارچهسازیهای بومی داینامیکس بهترین گزینه هستند. گاهی نیز ممکن است برای یکپارچهسازیهای خاص و بسیار سفارشی، نیاز به توسعه پلاگینها و فعالیتهای گردش کار در خود داینامیکس باشد. کلید موفقیت، شناخت دقیق نیازمندیها، مزایا و معایب هر رویکرد، و انتخاب آگاهانهای است که بهترین تناسب را با اهداف کسبوکار، منابع فنی و بودجه سازمان شما داشته باشد. یک معمار راهکار خوب کسی است که بتواند از این ابزارهای متنوع، پازل یکپارچهسازی مناسب سازمان خود را طراحی و پیادهسازی کند.
خیر، برای یکپارچهسازیهای خصوصی که فقط در مستاج (tenant) سازمان شما استفاده میشود و قرار نیست در فروشگاه اپلیکیشنهای مایکروسافت (AppSource) منتشر شود، نیازی به تأیید یا طی کردن فرآیند خاصی ندارید. کافی است از روشهای استاندارد و امن مانند استفاده از پروتکل OAuth 2.0 برای احراز هویت پیروی کنید. مایکروسافت ابزارهای قدرتمندی مانند وبهوک، پاور اتومیت و ایپیآی خود دیتاورس را دقیقاً برای این منظور در اختیار شما قرار داده است .
در این یکپارچهسازی، به جای ذخیره فایلهای پیوست در پایگاه داده داینامیکس، اسناد شما بر روی سرورهای شیرپوینت ذخیره میشوند. اما شما همچنان از درون محیط داینامیکس و در کنار سایر اطلاعات مشتری یا فرصت فروش، به آنها دسترسی دارید. مزیت بزرگ این کار بهرهمندی از قابلیتهای پیشرفته شیرپوینت مانند مدیریت نسخههای یک سند، قابلیت ورود و خروج سند (Check-in/Check-out) برای جلوگیری از ویرایش همزمان، و امکان همکاری تیمی روی فایلها حتی برای افرادی است که به خود داینامیکس دسترسی ندارند .
رویدادهای تجاری (Business Events) دقیقاً همان اتفاقاتی هستند که در جریان فرآیندهای کسبوکار در داینامیکس رخ میدهند؛ مانند ثبت یک سفارش جدید، ارسال یک فاکتور یا بسته شدن یک تیکت پشتیبانی. داینامیکس میتواند به محض وقوع این رویدادها، یک پیام کوچک حاوی اطلاعات آن رویداد را به سرویسهای خارجی مانند آزور سرویس باس ارسال کند. این پیام میتواند به عنوان محرکی برای شروع یک فرآیند خودکار دیگر در لاجیک اپ یا فراخوانی یک تابع در آزور فانکشن استفاده شود و بدین ترتیب، زنجیرهای از عملیات هوشمند را راهاندازی کند .
بله، قطعاً. یکی از سناریوهای رایج استفاده از دروازه دادههای داخلی (On-premises Data Gateway) در کنار سرویس آزور لاجیک اپ است. شما میتوانید یک لاجیک اپ در ابر طراحی کنید که از طریق این دروازه، به صورت امن به پایگاه داده یا سرویسهای مستقر در شبکه داخلی سازمان شما متصل شده و با رویدادهای داینامیکس ۳۶۵ تبادل اطلاعات کند. این روش یک پل ارتباطی امن و قابل اعتماد بین دنیای ابری داینامیکس و سیستمهای داخلی شما ایجاد میکند .
هر دو ابزار برای خودکارسازی گردش کار طراحی شدهاند، اما مقیاس و مخاطب آنها متفاوت است. پاور اتومیت بیشتر برای کاربران تجاری و توسعهدهندگان کمکد (Low-Code) طراحی شده تا فرآیندهای روزمره و نسبتاً ساده را خودکار کنند. در مقابل، آزور لاجیک اپ یک سرویس یکپارچهسازی سازمانی (Enterprise) در پلتفرم ابری آزور است که برای سناریوهای پیچیدهتر، حجم بالای داده، و رعایت الزامات سطح بالا برای امنیت و مدیریت به کار میرود. به عبارت دیگر، پاور اتومیت برای بهرهوری تیمی و لاجیک اپ برای یکپارچهسازی در سطح کل سازمان مناسبتر است .
همانطور که در این مطلب به تفصیل بیان شد، یکپارچهسازی داینامیکس ۳۶۵ با سایر سرویسها و پلتفرمها، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت انکارناپذیر برای سازمانهایی است که به دنبال بهینهسازی فرآیندها، افزایش بهرهوری و تصمیمگیری هوشمندانه هستند. از اتصالات ساده و درونسازمانی با ابزارهای آشنا مانند اوتلوک و تیمز که همکاری تیمها را متحول میکند، تا شیرپوینت که مدیریت اسناد را به سطحی کاملاً حرفهای ارتقا میدهد، همه و همه نشاندهنده عمق یکپارچگی در اکوسیستم مایکروسافت است. اما قدرت داینامیکس به اینجا ختم نمیشود؛ با در اختیار داشتن ایپیآیهای قدرتمند، این امکان فراهم است تا آن را به هر سرویس و وبسرویس خارجی که تصور کنید، متصل کرده و دادهها را در لحظه و به صورت دوسویه مبادله کنید.
در سطحی بالاتر، استفاده از سرویسهای پیشرفته آزور مانند سرویس باس برای ایجاد معماریهای رویدادمحور، لاجیک اپ برای طراحی فرآیندهای کاری پیچیده بدون نیاز به کدنویسی گسترده، و فانکشن برای اجرای توابع سفارشی در پاسخ به رویدادهای مشخص، دنیایی از امکانات را برای توسعهدهندگان و معماران نرمافزار باز میکند. در نهایت، یکپارچهسازی موفق، داینامیکس ۳۶۵ را از یک نرمافزار بسته به قلب تپنده فناوری اطلاعات سازمان شما تبدیل کرده و جریان روان داده را در تمام رگهای کسبوکارتان تضمین میکند.
برای مطالعه بیشتر و دقیقتر در مورد اصول و روشهای یکپارچهسازی داینامیکس ۳۶۵، به ویژه با تمرکز بر نقش دیتاورس به عنوان هسته مرکزی داده، میتوانید به مستندات فنی و راهنمای معماری مرجع مایکروسافت مراجعه کنید. این منبع معتبر، اطلاعات بسیار ارزشمندی را در اختیار متخصصان و علاقهمندان قرار میدهد. ما شما را دعوت میکنم که حتماً سری به این لینک بزنید و از محتوای غنی آن بهرهمند شوید: [استفاده از دیتاورس به عنوان سیستم داده مادر در معماری یکپارچهسازی با آزور] (https://learn.microsoft.com/fa-ir/dynamics365/guidance/reference-architectures/dataverse-master-data-system) .
در خبرنامه ما مشترک شوید و آخرین اخبار و به روزرسانی های را در صندوق ورودی خود مستقیماً دریافت کنید.

دیدگاه بگذارید